یعنی چه
واژهٔ مُمَزَّج در لغتنامههای معتبر به دو معنای اصلی به کار رفته است؛ نخست به عنوان اسمی برای نوعی جامه و پارچهٔ فاخر و قیمتی (غالباً از جنس کتان) که در بافت آن از تار و پود طلا یا زر استفاده میشده است (جامهٔ زرکش). معنای دوم آن که به صورت اسم مفعول از ریشهٔ عربی مزج برمیآید، به مفهوم آمیخته، مخلوط و درهمشده است.
تلفظ
این واژه در متون ادبی و لغتنامهها عمدتاً به صورت مُـمَـزْ زَج (با ضمه ميم اول، فتح ميم دوم و فتح و تشدید ز) تلفظ میشود که به جامه زربفت اشاره دارد. شکل دیگر آن در معنای مخلوط، مَمزوج است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژهٔ ممزج به عنوان پاسخ ۴ حرفی برای راهنماهایی چون «جامه زربفت»، «پارچه قیمتی زرکش» یا «آمیخته و مخلوط» کاربرد دارد.
به انگلیسی
با توجه به دو کاربرد معنایی واژه، معادلهای انگلیسی آن در دنیای پوشاک شامل Brocade و در مفاهیم عمومی معادل Mixed یا Blended است.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی این واژه شامل «زربفت» و «زرکش» برای جامه، و کلمات «آمیخته»، «مخلوط» و «قاطی» برای مفهوم عمومی آن است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، به ویژه در اشعار خاقانی شروانی، ممزج نمادی از جامههای شاهانه، جلال و شکوه، و همچنین تصویرگر تنوع رنگهای زیبای پاییز و بهار در طبیعت است.
جمعبندی و توضیح کامل ممزج
واژهٔ «مُمَزَّج» از جمله کلمات کهن و ادبی است که ریشه در زبان عربی دارد اما در شعر و ادب پارسی کاربردی خاص یافته است. این کلمه بیش از آنکه امروزه در زبان عامه به معنی مخلوط (مَمزوج) به کار رود، در متون کلاسیک به عنوان صفت یا اسمی برای جامهها و پارچههای فوقالعاده قیمتی، زرکش و زربفت استفاده میشده است.
در لغتنامههای شاخص مانند دهخدا، این تفکیک معنایی به روشنی دیده میشود؛ جایی که ممزج لباسی فاخر با تارهای طلا معرفی میگردد. آشنایی با این واژه بیشتر برای حل جدولهای کلمات متقاطع و درک درست اشعار شاعران سبک آذربایجانی و خراسانی اهمیت دارد.