یعنی چه
واژهٔ «متقصد» اسم فاعل از باب تفعل در زبان عربی است که وارد زبان فارسی شده است. این کلمه به کسی یا چیزی اشاره دارد که آهنگِ کاری را کرده، هدفمند است و به سوی مقصدی حرکت میکند. با این حال، در برخی منابع لغتنامهای و کهن فارسی (مانند دهخدا)، این واژه به معنای «نیزهٔ شکسته» یا مجازاً «از کار افتاده و مرده» نیز ثبت شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت مُتَقَصِّد (motaqasse d) با تشدید روی حرف «ص» و کسرِ حرف «ص» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ «متقصد» به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای راهنماهای «آهنگکننده»، «هدفمند» یا «نیزه شکسته» به کار میرود.
به انگلیسی
با توجه به دو کاربرد معنایی واژه، معادلهای انگلیسی آن بر اساس هدفمندی یا معنای فیزیکی کهن تعیین میشوند.
به فارسی
برابرهای فارسی این واژه شامل قاصد، عازم، متمایل، رو به مقصد، و در معنای قدیمی آن نیزهٔ شکسته و خرد شده است.
نماد چیست
این واژه در معنای امروزی و ریشهای خود نماد «فلش یا پیکان جهتنما»، اراده، عزم و حرکت به سمت هدف است. اما اگر بر اساس معنای کهنِ آن در لغتنامهها (نیزه شکسته) تعبیر شود، نمادی از «شکست، از کار افتادگی یا پایان توان» خواهد بود.
جمعبندی و توضیح کامل متقصد
واژهٔ «متقصد» از جمله کلماتی است که در زبان فارسی دو وجهه معنایی کاملاً متفاوت را یدک میکشد. از یک سو با استناد به ریشه لغوی عربی آن (ق-ص-د) در باب تفعل، به معنای فردی عازم، هدفمند و آهنگکننده است که با اراده به سمت مقصدی مشخص حرکت میکند. این معنا با واژگانی چون قاصد، مقصد و اقتصاد همخانواده است.
از سوی دیگر، در بررسی منابع و لغتنامههای کهن فارسی مانند دهخدا، این واژه به عنوان یک مدخل نادر به معنای «نیزهٔ شکسته» یا استعاره از «موجودی از کار افتاده و مرده» ثبت شده است که امروزه کاربرد رایجی در ادبیات معیار ندارد. بنابراین بسته به سیاق متن، میتواند بار معنایی اراده و حرکت یا شکست و توقف داشته باشد.