یعنی چه
مسامحه داشتن در لغت به معنی آسان گرفتن، سهلانگاشتن و مدارا کردن با کسی است. در کاربرد عرفی و روزمره، این عبارت بیشتر به معنای سهلانگاری، کوتاهی در انجام وظایف، پشت گوش انداختن کارها، اهمال و غفلت به کار میرود.
تلفظ
این عبارت ترکیبی، از واژه عربی «مُسامَحه» (بر وزن مُفاعَلَه) و فعل فارسی «داشتن» تشکیل شده و به صورت mosāmahe dāštan تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، عبارت «مسامحه داشتن» یک پاسخ ۱۱ حرفی است که در جواب راهنماهایی همچون کوتاهی کردن، تنبلی در کار یا مماشات قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن، برای وجه منفی آن (سهلانگاری) از واژههای negligence و carelessness و برای وجه مثبت آن (مدارا و آسانگیری) از leniency استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، کلماتی نظیر إهمال، تفریط و تهاون معادل بار منفی این اصطلاح هستند و تسامح یا تساهل معنای مثبت و مداراگرایانه آن را میرسانند.
در قرآن
خود واژه «مسامحه» به صورت صریح در متن قرآن مجید به کار نرفته است؛ اما ریشه سه حرفی آن در احادیث نبوی مشهور است. مفاهیم مشابهی همچون غفلت و سستی در وظایف در آیات قرآن به طور مفهومی مطرح شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل مسامحه داشتن
عبارت «مسامحه داشتن» ریشه در زبان عربی و ماده «س م ح» دارد که در اصل به معنای جوانمردی، بخشندگی و آسان گرفتن است. با این حال، پس از ورود به زبان فارسی، این اصطلاح دچار توسعه معنایی شد و امروزه در مکالمات روزمره و متون اداری، بیشتر بار معنایی منفی به خود گرفته است.
در کاربرد رایج، مسامحه داشتن نشاندهنده نوعی غفلت، تنبلی، پشت گوش انداختن وظایف و عدم جدیت در کارهاست؛ هرچند در بافتهای اخلاقی و فلسفی، وجه مثبت آن یعنی تساهل، مدارا و گذشت در روابط انسانی نیز همچنان مد نظر قرار میگیرد.