یعنی چه
واژه «ضجرتی» ترکیبی از واژه «ضجرت» (به معنی اندوه، ملال و دلتنگی) با یای نسبت یا تنکیر/اشاره است و به حالت یا نوعی از بیتابی، خشم، ستوهی و اندوه شدید روحی اشاره دارد.
تلفظ
این واژه به صورت فتح ضاد، سكون جیم، فتح راء و تلفظ حرف ت و یِ نسبی/تنکیر خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به پرسشهایی نظیر نوعی بیقراری، دلتنگی یا ملال شدید، کلمه پنجحرفی «ضجرتی» است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه نشاندهنده ترکیبی از خستگی روحی، رنج، اضطراب و دلتنگی مفرط هستند.
به عربی
این واژه از ریشه عربی مشتق شده و در زبان مبدأ نیز دقیقاً به حالات روانی همچون دلزدگی، ضیق صدر و بیتابی اطلاق میشود.
به فارسی
برگردانها و واژگان همارز فارسی آن شامل عباراتی چون دلتنگی، تنگدلی، بیحوصلگی، ملال، مغموم بودن و کدر شدن خاطر است.
در قرآن
واژه «ضجرتی» یا مشتقات ریشه اصلی آن (ض ج ر) به صورت صریح در آیات و اصطلاحات متن قرآن مجید به کار نرفتهاند.
نماد چیست
این کلمه نماد اسطورهای یا مذهبی خاصی ندارد؛ اما در شعر و نثر کلاسیک فارسی (مانند ابیات مولانا) نماد دلزدگی از دنیا، خستگی روحی و نوعی بیتابی عارفانه یا عاشقانه به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ضجرتی
واژه «ضجرتی» ساختاری مشتق از ریشه عربی «ض ج ر» (به معنی ملال و دلتنگی) در زبان فارسی است. این کلمه با افزودن یای تنکیر یا نسبت شکل گرفته و بیانگر حالت روحی خاصی است که در آن فرد دچار بیقراری شدید، خستگی روانی، ستوهی و تنگدلی میشود. در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در مثنوی معنوی مولانا، از این واژه برای توصیف تبش دل و بیتابی درونی استفاده شده است.
از منظر واژهگزینی و حل جدول، این کلمه پنجحرفی به عنوان هممعنی اصطلاحاتی چون اندوه، ملال، و خشم ناشی از تکرار یا سختی شناخته میشود. هرچند این لغت در محاورات روزمره امروزی کاربرد چندانی ندارد، اما در متون کهن به خوبی بازتابدهنده رنج روحی و عدم آرامش خاطر است.
در ابعاد بینالمللی نیز مفاهیمی چون Distress و Boredom به بهترین شکل روح این کلمه را که ترکیبی از رنج درونی و بیحوصلگی مفرط است، بازگو میکنند. این واژه در قرآن کریم کاربرد مستقیمی ندارد و صرفاً یک اصطلاح لغوی و ادبی معتبر محسوب میشود.