یعنی چه
این واژه دارای دو وجه معنایی است؛ در وجه اول وامواژهای عربی (بِجَدَارَة) به معنای «با شایستگی و استحقاق کامل» است (مثلاً: او بجداره برنده شد). در وجه دوم، در متنهای فارسی به صورت ترکیب حرف جر و اسم (بهجداره / به دیواره) به کار میرود.
تلفظ
در حالت اول (عربی) به صورت [be-jadā-rat] یا در فارسی [be-jadā-re] و در حالت دوم به صورت [be-jedā-re] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه بسته به طراح جدول میتواند به عنوان معادل ۶ حرفی برای «سزاوارانه» یا تعبیری از «به دیواره» مطرح شود.
به انگلیسی
برای مفهوم شایستگی از واژههای مرتبط با merit و برای ساختار فیزیکی از wall یا lining استفاده میشود.
به عربی
واژه اصیل عربی آن برای بیان لایق بودن «بجدارة» از ریشه (ج-د-ر) است.
به فارسی
برگردان دقیق مفهومی آن در فارسی اصیل، عباراتی نظیر «از روی استحقاق» یا «بهطرز شایسته» است و در نگاه ساختاری فیزیکی، معادل «پوسته» و «دیواره» قرار میگیرد.
جمعبندی و توضیح کامل بجداره
واژه «بجداره» یک واژه ذووجوهین در خط فارسی است. از یک سو، این کلمه دقیقاً وامواژهای از زبان عربی (بِجَدَارَة) است که به مفهوم «شایستگی، لیاقت، استحقاق و بهحق بودن» اشاره دارد و زمانی استفاده میشود که بخواهیم بر دستاورد عادلانه و سزاوارانه کسی تأکید کنیم.
از سوی دیگر، در کاربردهای فنی و عمومی فارسی، این واژه میتواند ترکیبِ خطیِ حرف جر «بـ» با اسم «جداره» (دیواره، پوسته، لایه حفاظتی) باشد که به اشتباه سرهم نوشته شده است؛ مانند اشاره به رسوب یا جریانی که «به جداره» یک رگ یا لوله متصل است.
در تفکیک این دو معنا باید به سیاق متن توجه کرد؛ اگر لحن متن رسمی، حقوقی یا ادبی و پیرامون موفقیت و حق باشد، معنای شایستگی مراد است و اگر متن علمی، پزشکی یا صنعتی باشد، مقصود همان دیواره و پوسته ساختاری است.