یعنی چه
غفلت کننده صفت فاعلی است و به فردی اطلاق میشود که به دلیل حواسپرتی، کمتوجهی یا بیخبری، از حقایق پیرامون خود یا وظایفی که بر عهده دارد غافل میماند و آنها را فراموش یا نادیده میگیرد.
تلفظ
تلفظ این ترکیب واژگانی به صورت [غَفْ.لَتْ.کُ.نَنْ.دِه] است که از ترکیب اسم مصدر عربی و پسوند فاعلی فارسی ساخته شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای نشانه «غفلت کننده» خودِ واژه ۹ حرفی «غفلت کننده» یا معادلهای کوتاهتر آن نظیر «غافل» است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم غفلت کننده در زبان انگلیسی، بسته به میزان و نوع بیتوجهی از این واژگان استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، اسم فاعل «غافل» دقیقترین معادل برای این واژه است که ریشه اصلی کلمه نیز از آن گرفته شده است.
به فارسی
در زبان فارسی سره و واژگان رایج، برای اشاره به این مفهوم از کلماتی چون بیخبر، ناآگاه، سهلانگار، فراموشکار، متساهل و بسترنشین خوابِ بیخبری استفاده میشود. متضادهای آن نیز شامل آگاه، بیدار، هوشیار، ذاکر و مراقب است.
در قرآن
اگرچه خود ترکیب فارسی «غفلت کننده» در قرآن نیست، اما مشتقات ریشه عربی آن مکرراً برای توصیف کسانی که از یاد خدا، حقیقت و آخرت رویگردان و بیخبرند به کار رفته است؛ از جمله در آیه ۱ سوره انبیا (وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ) و آیه ۱۷۹ سوره اعراف که غافلان را مانند چهارپایان بلکه گمراهتر معرفی میکند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و متون اخلاقی، غفلتکننده نماد انسان به خواب رفتهای است که ارزش زمان و هدف غایی آفرینش را گم کرده است. تعابیری چون «خواب غفلت» یا «بستر غفلت» در شعر شاعران کلاسیک نظیر منوچهری، نماد بارز این حالت بیخبری است.
جمعبندی و توضیح کامل غفلت کننده
واژه «غفلت کننده» یک ترکیب صفت فاعلی در زبان فارسی است که از واژه عربی «غفلت» و پسوند فارسی «کننده» تشکیل شده است. این اصطلاح اشاره به انسانی دارد که به دلیل سرگرم شدن به امور گذرا و فرعی دنیوی، از مسائل بنیادین، وظایف اصلی و حقایق پیرامون خود بیخبر و ناآگاه میماند.
در فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی، غفلتکننده جنبهای نکوهیده دارد و در مقابلِ انسانِ هشیار، بیدار و ذاکر قرار میگیرد. متون عرفانی این حالت را به خوابی سنگین تشبیه میکنند که مانع از رشد معنوی و درک حقیقت میشود؛ ریشه قرآنی این مفهوم نیز بر دوری از غفلت و لزوم بیداری مداوم دل تأکید دارد.