یعنی چه
واژه «بنگرند» فعل مضارع التزامی یا مضارع اخباری (در متون کهن) از مصدر نگریستن است. این کلمه به معنای چشم دوختن، تماشا کردن، و همچنین اندیشیدن، عاقبتبین بودن و با دقت توجه کردن به یک موضوع به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [bangarand] یا [bengarand] است که در آن حرف «ب» مفتوح یا مکسور، «ن» ساکن، «گ» مفتوح، «ر» مفتوح و «ند» در پایان با نون ساکن و دال ساکن تلفظ میشود.
در جدول
کلمه «بنگرند» یک واژه ۶ حرفی است که در حل جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «نگاه کنند»، «تماشا کنند» یا «تأمل کنند» استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، میتوان از افعالی که دلالت بر دیدن، مشاهده کردن یا نظاره کردن دارند برای ترجمه این واژه استفاده کرد.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و متون سلوک، «بنگرند» صرفاً به معنای نگاه فیزیکی با چشم سر نیست؛ بلکه نمادی است از دعوت به تفکر، بیداری، ژرفبینی، شناخت حقیقت و مشاهده نشانههای الهی در جهان هستی که با عاقبتاندیشی همراه است.
جمعبندی و توضیح کامل بنگرند
واژه «بنگرند» از منظر ساختار زبانی، ساخت فعلی مشخصی دارد که از پیشوند تأکیدی یا زینتی «بـ»، بن مضارع «نگر» و شناسه جمع سومشخص «ـَند» تشکیل شده است. ریشه تاریخی این فعل به زبان پارسی میانه (پهلوی) و واژه nikīrītan بازمیگردد که نشاندهنده اصالت و قدمت این واژه در زبان فارسی است.
این کلمه در متون کلاسیک و نظم و نثر فارسی کاربرد گستردهای دارد. شاعران و نویسندگان بزرگ اغلب این واژه را زمانی به کار میبرند که قصد دارند مخاطب یا گروهی را به تأمل عمیق در عاقبت امور یا تماشای زیباییهای جهان دعوت کنند. کاربرد این فعل معمولاً لحنی پندآموز، هشداری یا حاکی از اعجاب دارد.
جالب توجه است که اگرچه خود واژه فارسی «بنگرند» در متن قرآن کریم وجود ندارد، اما این واژه به عنوان یک معادل دقیق و روان برای افعال برگرفته از ریشه «نظر» و «بصر» در ترجمههای کهن و معاصر قرآن استفاده شده است؛ برای مثال آیاتی که انسان را به نگاه کردن در ملکوت آسمانها و زمین یا شگفتیهای آفرینش دعوت میکنند، با این کلمه ترجمه میشوند.