یعنی چه
عبارت «کشان کشان بردن» به معنی انتقال دادن و جابهجا کردن فرد یا جسمی است که به دلیل سنگینی، بیمیلی یا مقاومت، روی زمین کشیده میشود. این ترکیب قیدی نشاندهنده استمرار، شدت و وجود فشار، اجبار یا سختی در فرآیند حرکت است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف مشخص میشود. عبارت اصلی ۱۲ حرف دارد و معادلهای کوتاهتر آن مانند «سحب» یا «جر» نیز در جدولها کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی افعالی مانند drag و haul بهترین معادلها برای انتقال مفهوم کشیدن با زور و زحمت بر روی زمین هستند.
به عربی
در زبان عربی فعل «سَحَبَ» معادل دقیق این مفهوم است؛ همانطور که در قرآن کریم برای توصیف کشیده شدن دوزخیان بر صورتهایشان از مشتقات این فعل (یُسْحَبُونَ) استفاده شده است.
به فارسی
از معادلها و مترادفهای این واژه در زبان فارسی میتوان به «کشکشان بردن»، «با اکراه حرکت دادن»، «با زور بردن» و «کشان برکشان آوردن» اشاره کرد که همگی بار معنایی اجبار و سنگینی را منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل کشان کشان بردن
ترکیب قیدی «کشانکشان بردن» از ریشه اصیل و پارسی فعل «کشیدن» (در زبان پهلوی: kashīdan) ساخته شده است. ساختار این واژه از بن مضارع فعل کشاندن (کشان) به همراه پسوند حالیه تشکیل شده که تکرار آن برای تأکید بر استمرار، زحمت و طولانی بودن مسیر حرکت است. فعل «بردن» نیز در کنار آن، جهت و غایت این حرکت اجباری را تکمیل میکند.
این عبارت در ادبیات و زبان روزمره کاربرد فراوانی دارد و معمولاً در موقعیتهایی به کار میرود که مفعول (شخص یا شیء) تمایلی به حرکت ندارد یا به دلیل وزن زیاد، امکان بلند کردن آن وجود ندارد. به همین دلیل، در جملات مختلف نمایانگر مفاهیمی همچون اسارت، تسلیم، بیارادگی، تحقیر یا غلبه یک نیروی قاهر بر فردی ضعیفتر است.
در متون کهن و دینی نیز معادلهای مفهومی دقیقی برای آن وجود دارد؛ برای مثال در قرآن کریم، مفهوم این عبارت با واژه «سحب» قرابت دارد که تصویرگر عاقبت مجرمان در دوزخ است. در نقطه مقابل این مفهوم، عباراتی مانند «دامنکشان رفتن» قرار دارد که تداعیکننده حرکت با ناز، خرامان و با میل باطنی است و تضاد آشکاری با اجبارِ نهفته در کشانکشان بردن دارد.