یعنی چه
قمرالدوله یک ترکیب لقبی عربی-اسلامی است که در نظامهای پادشاهی و دیوانی قرون میانه و دوران قاجار به عنوان لقب اشرافی و تشریفاتی به امیران، بزرگان یا شاهزادگان (مانند قمرالدوله دختر سالارالدوله قاجار) اعطا میشد. این واژه به معنای کسی است که مانند ماه مایهٔ روشنایی، زیبایی و شکوه دولت و حکومت است.
تلفظ
این ترکیب لقبی در زبان فارسی به صورت [قَمَرُ الدَّولِه] تلفظ میشود که از پیوند دو واژهٔ عربی «قَمَر» و «الدَّولَة» با الف و لام و حرکت ضمه تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «لقب تاریخی به معنی ماه دولت» یا «لقب شاهزادگان قاجار»، کلمهٔ ۹ حرفی «قمرالدوله» است.
به انگلیسی
به عنوان یک نام خاص و لقب تاریخی، بیشتر به صورت فنوتیپیک نگارش میشود، اما ترجمه تحتاللفظی مفهوم آن در انگلیسی معادل درخشش و ماهِ حکومت است.
به فارسی
برگردان دقیق و روان این لقب ترکیبی به فارسی سره و معادلهای آن، «ماه فرمانروایی»، «زیبای حکومت» یا «نور و جلوه پادشاهی» است.
نماد چیست
در سنت ادبی و دیوانی گذشته، ترکیب ماه و دولت نمادی از یک حاکم یا کارگزار آرمانی بود که علاوه بر قدرت سیاسی، واجد زیبایی، نور، فرّ و شکوه بود؛ این عنوان روی سکهها و القاب نشاندهنده مشروعیت و عظمت حکومت بود.
جمعبندی و توضیح کامل قمرالدوله
قمرالدوله یک لقب ترکیبی، تشریفاتی و دیوانی در تاریخ کشورهای اسلامی و ایران (به ویژه در دوره قاجار) است. این واژه از دو جزء عربی «قمر» به معنای ماه و «الدوله» به معنای حکومت یا سلسله ساخته شده و به طور کلی به مفهوم «ماه دولت» یا مایهٔ درخشش و زیبایی حکومت به کار میرفته است. این نوع لقبسازی دیوانی برای نشان دادن رفعت جایگاه، اصالت و شکوه حاکمان و وابستگان به دربار رواج داشته است.
اگرچه خود این ترکیب به صورت یکجا در قرآن کریم نیامده است، اما ریشههای آن مانند واژه قمر بارها در متون اصیل تکرار شدهاند. در نظام واژگانی قدیمی، القاب همساخت دیگری نظیر شمسالدوله (خورشید دولت) و نجمالدوله (ستاره دولت) نیز وجود داشتهاند که ساختاری کاملاً مشابه با قمرالدوله دارند.