یعنی چه
واژههای «نحس» و «شوم» در زبان فارسی مترادف یکدیگر هستند و به هر امر، زمان، مکان یا نشانهای اشاره دارند که مایهٔ بدبختی، تیره-بختی و ناخشنودی تلقی شود. این مفهوم دقیقاً در نقطهٔ مقابل «سعد»، «مبارک» و «خجسته» قرار میگیرد.
تلفظ
کلمهٔ اول به صورت فتح نون و سکون حا و سین (نَحْس) و کلمهٔ دوم به صورت ضمه شین و واو کشیده (شُوم) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «نحس و شوم» دقیقاً یک پاسخ ۷ حرفی است. همچنین برای پاسخهای کوتاهتر بسته به تعداد حروف، میتوان از مترادفهایی مانند منحوس، مشئوم، بدیمن و بدشگون استفاده کرد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم نحس و شوم در زبان انگلیسی، رایجترین واژهها شامل Ominous (دارای نشانههای بد) و Inauspicious (نامبارک) هستند.
به عربی
در زبان عربی که ریشهٔ اصلی این دو واژه است، از کلمات المَشْئُوم و المَنْحُوس برای توصیف امر یا شخص نحس و شوم استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژهٔ کلیدی و اصیل Uğursuz بالاترین کاربرد را برای رساندن معنای بدیمن و نحس دارد.
به فارسی
معادلهای اصیل و سرهٔ فارسی برای این واژگان عربیتبار شامل واژههایی چون ناخجسته، نافرخنده، بدشگون، بدیمن و گجسته (گجستک) است که در ادبیات کهن فارسی در برابر فرخنده و خجسته به کار میرفتهاند.
در قرآن
کلمهٔ «نحس» به طور صریح در قرآن کریم به کار رفته است؛ از جمله «فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ» (در روز شومی بیوقفه) و «فِي أَيَّامٍ نَحِسَاتٍ» (در روزهایی شوم و نامبارک) که به ماجرای عذاب قوم عاد اشاره دارد. واژهٔ شوم به این صورت در متن قرآن نیست، اما مفهوم «شؤم» در تفاسیر و احادیث مکرر دیده میشود.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات کلاسیک، حیواناتی مانند «جغد» (بوم) و «کلاغ» نماد شومی و نحوست هستند. همچنین در احکام نجوم کهن، سیارهٔ «زحل» به عنوان نحس اکبر و سیارهٔ «مریخ» به عنوان نحس اصغر شناخته میشدند که موقعیت آنها در آسمان را مایهٔ بدیمنی میدانستند. در باورهای مدرنتر نیز عدد ۱۳ گزارهای نمادین برای نحوست است.
جمعبندی و توضیح کامل نحس و شوم
عبارت «نحس و شوم» ترکیبی از دو واژهٔ هممعنی با ریشهٔ عربی (ن ح س و ش ء م) است که از روزگاران کهن وارد زبان فارسی شدهاند. این دو کلمه در کنار هم برای تأکید بیشتر بر مفهوم بدیمنی، نامبارکی و ناخجستگی به کار میروند و دقیقاً در تضاد با مفاهیمی چون سعد، مبارک، میمون و خجسته قرار دارند. در ریشهشناسی اصلی عربی، نحس به سرخی شدیدی در افق (مانند شعلهٔ آتش بیدود) گفته میشده که بعدها مجازاً به بدفالی تعبیر شده است.
این مفهوم علاوه بر حضور در باورهای عامیانه و ادبیات کلاسیک فارسی، صبغهٔ دینی و نجومی نیز دارد؛ به طوری که واژهٔ نحس در قرآن کریم برای توصیف روزهای سخت عذاب قوم عاد ذکر شده است. در فرهنگهای مختلف، نحوست و شومی با نمادهایی چون پرندگان خاص (جغد و کلاغ)، اعداد (مانند ۱۳) یا پدیدههای ستارهشناسی قدیم (قران یا موقعیت سیاراتی چون کیوان و بهرام) پیوند خورده است.
امروزه در لغتنامهها و جدول کلمات، این ترکیب به عنوان یک اصطلاح ۷ حرفی واحد شناخته میشود و برای توصیف موقعیتها، روزها یا طالعهایی که با بدبیاری و حس ناخوشایند همراه هستند، کاربرد گستردهای در زبان گفتاری و نوشتاری فارسی دارد.