یعنی چه
در دستور زبان و زبانشناسی معاصر، بند قیدی (یا جملهوارهٔ قیدی) به یک بند وابسته (پیرو) گفته میشود که در حکم یک قید یا افزوده برای جملهٔ اصلی عمل میکند. این بندها توصیفگر فعل یا کلِ جملهٔ اصلی هستند و اطلاعات تکمیلی دربارهٔ زمان، مکان، شرط، علت، حالت، هدف یا تضاد ارائه میدهند. حذف این بندها ساختار دستوری جملهٔ اصلی را مختل نمیکند. برای مثال در جملهٔ «اگر باران ببارد، نمیرویم»، بخش «اگر باران ببارد» یک بند قیدی از نوع شرطی است.
تلفظ
واژهٔ «بند» با فتح باء و سکون نون و دال (بَند) به واژهٔ «قیدی» با فتح قاف، سکون یاء و کسر دال (قَیدی) متصل میشود.
در جدول
پاسخ دقیق و استاندارد طراحان جدول برای این مفهوم دستوری، خودِ عبارت «بند قیدی» است که دقیقاً هفت حرف دارد.
به انگلیسی
در زبانشناسی غربی و دستور زبان انگلیسی، به این ساختار Adverbial clause یا Adverb clause میگویند. همچنین در ترکی استانبولی با اصطلاحاتی نظیر zarf cümlesi شناخته میشود.
به فارسی
در منابع مختلف دستور زبان فارسی، معادلها و تعابیر همارزی مانند «جملهوارهٔ قیدی»، «بند وابستهٔ قیدی»، «جملهٔ پیرو قیدی» و در زبانشناسی ساختگرا «افزودهٔ بندی» برای اشاره به این مفهوم به کار رفته است.
نماد چیست
در درختهای تجزیهٔ نحوی و تحلیلهای زبانشناسی ساختگرا و زایشی، این اصطلاح را به صورت استاندارد با نماد اختصاری AdvCl یا ADV-CL (مخفف Adverbial Clause) نمایش میدهند.
جمعبندی و توضیح کامل بند قیدی
بند قیدی یا جملهوارهٔ قیدی یکی از ارکان مهم در تحلیل نحوی زبان معاصر است. این بندها به عنوان یک جزء وابسته، وظیفه دارند تا ظرف زمان، مکان، حالت، علت یا شرط وقوع فعلِ بندِ پایه (اصلی) را مشخص کنند. ریشهٔ واژهٔ «بند» به زبانهای ایرانی باستان بازمیگردد و «قید» وامواژهای عربی به معنای محدود کردن و زنجیر است؛ ترکیب این دو اصطلاحی را ساخته که نشاندهندهٔ بندی است که معنای جملهٔ پایه را مقید و محدود میکند.
اگرچه اصطلاح «بند قیدی» یک عنوان نحوی مدرن و جدید است و در کتب سنتی سابقه ندارد، اما ساختار آن به وفور در متون کهن و قرآن کریم دیده میشود؛ به عنوان نمونه، جملات شرطیه یا حالیه در نحو عربی (مانند عبارات زمان و شرط در آیات قرآن) کارکردی کاملاً همارز با بند قیدی در زبانشناسی امروز دارند.