یعنی چه
این واژه یک ترکیب اضافی در زبان فارسی است که به خارهای تیز موجود روی تنه، شاخهها یا اطراف برگهای درخت خرما اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت [xār-e xormā-bon] است که در آن «بُن» به معنای ریشه، تنه یا خودِ درخت به کار میرود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، پاسخ این عبارت دقیقاً ۹ حرف دارد. از دیگر پاسخهای احتمالی و کوتاهتر میتوان به خار خرما یا خار نخل اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به خارهای سخت و تیز درخت نخل از واژههای thorn یا spine در ترکیب با date palm استفاده میشود.
به عربی
در لغتنامههای کهن عربی مانند منتهیالارب، واژه اصیل «سُلاّءَة» (جمع: سُلاء) دقیقاً به معنای خار نخل آمده است؛ امروزه عبارت عمومیتر شوک النخیل نیز به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای ساخت این مفهوم، واژه dikeni (خار) را به hurma (خرما) یا hurma ağacı (درخت خرما) اضافه میکنند.
به فارسی
معادلهای روان و متداول این ترکیب در زبان فارسی امروز، عبارتهای سادهتر «خار نخل» یا «خار خرما» هستند.
نماد چیست
در ادبیات کهن و فرهنگ عامه (بهویژه مناطق جنوبی ایران)، خار خرمابن نماد سختی و خشونت طبیعت در کنار برکت و شیرینی است؛ روایتی از اینکه برای دستیافتن به میوهٔ شیرین و ارزشمند نخل، باید صبور بود و از سد خارهای تیز و محافظ آن عبور کرد.
جمعبندی و توضیح کامل خار خرمابن
واژهٔ مرکب «خار خرمابن» یک ترکیب اصیل و فصیح در زبان فارسی است که از سه جزء «خار»، «خرما» و «بُن» تشکیل شده است. واژهٔ «بُن» در زبان پارسی باستان و میانه به معنای ریشه، تنه یا پایهٔ درخت بوده و ترکیب «خرمابن» دقیقاً به معنای درخت خرما یا همان نخل است. بنابراین، خار خرمابن به خارهای تیز و سختی اشاره دارد که بر روی بدنه و شاخسارهای نخل میرویند و نقشی حفاظتی برای درخت دارند.
این واژه در متون ادبی و فرهنگ عامه به عنوان یک تصویرسازی ملموس از اقلیم بیابانی و نخلستانها به کار میرود. اگرچه این اصطلاح با همین ساختار دقیق در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم قرابتی نظیر نخل و تنههای آن بارها در آیات الهی ذکر شدهاند. در لغتنامههای قدیمی عربی معادلهای دقیقی مانند «سُلاّءَة» برای آن ثبت شده که نشاندهنده اهمیت و کاربرد این مفهوم در بستر زبانهای منطقه است.