یعنی چه
«زهره باختن» کنایهای اصیل در زبان فارسی است که به معنای وحشتزدگی شدید، هول شدن و از دست دادن اراده و توان روحی به کار میرود؛ به طوری که فرد در اثر ترس شدید، کنترل رفتار خود را از دست بدهد یا حتی مشرف به بیماری و ضعف شدید شود.
تلفظ
این عبارت از دو واژهٔ «زَهره» (با فتح زاء و سکون هاء) به معنی کیسه صفرا و «باختن» به معنی از دست دادن تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «زهره باختن» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «شدت ترسیدن»، «ترس مفرط» یا «از دست دادن شجاعت» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از اصطلاحاتی استفاده میشود که بر از دست دادن شجاعت یا شدت وحشت دلالت دارند.
به عربی
معادلهای عربی این اصطلاح هم بر جنبهٔ روانی از دست رفتن شجاعت و هم بر حالت فیزیکی ترس شدید دلالت میکنند.
به فارسی
از واژهها و عبارات هممعنی آن در فارسی میتوان به قالب تهی کردن، زهرهترک شدن، وا دادن، جا زدن و بسیار ترسیدن اشاره کرد. متضاد آن نیز «زهره داشتن»، «دلیری کردن» و «شجاعت داشتن» است.
در قرآن
عبارت کنایی «زهره باختن» یک اصطلاح بومی و ساختاریافته در زبان و ادبیات فارسی است و در قرآن به کار نرفته است. واژهٔ «الزهره» در عربی قرآنی صرفاً به معنای شکوفه، درخشندگی و زینت دنیاست و ارتباطی با این مفهوم کنایی ندارد.
نماد چیست
در طب سنتی و باورهای عامیانهٔ ایران باستان، «زَهره» (کیسه صفرا) را منبع و مرکز شهامت، جسارت و نیروی ارادهٔ انسان میدانستند. از این رو، «باختن» یا از دست دادن آن، نماد از بین رفتن ناگهانی قوت قلب و تسلیم شدن مطلق در برابر ترس است.
جمعبندی و توضیح کامل زهره باختن
اصطلاح «زهره باختن» یکی از کنایههای اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در باورهای پزشکی و سنتی گذشته دارد. در قدیم، اندام زهره (کیسه صفرا) را جایگاه شهامت و دلیری در بدن انسان میپنداشتند؛ بنابراین ترکیب آن با فعل باختن (به معنی از دست دادن یا قمار کردن)، مجازاً به معنای فروپاشی کامل شجاعت و غلبهٔ وحشتِ فراتر از حد تحمل است.
این عبارت در فرهنگهای لغت معتبری مانند دهخدا و معین به ترس مفرط، هول شدن و حتی بیمار شدن از شدت ترس معنی شده است. اگرچه در زبان عامیانه امروز عباراتی مثل «زهرهترک شدن» یا «قالب تهی کردن» کاربرد بیشتری دارند، اما زهره باختن همچنان وزن ادبی و فصاحت خود را در متون حفظ کرده است.
از نظر ساختاری این واژه کاملاً ایرانی است و معادلی در متون مذهبی یا قرآنی ندارد؛ بلکه با تکیه بر فرهنگ بومی، برای توصیف لحظاتی به کار میرود که انسان در مواجهه با خطری سهمگین، تمام تسلط و ارادهٔ روحی خود را به یکباره از دست میدهد.