یعنی چه
کرباسپاره ترکیبی وصفی در زبان فارسی است که به تکهای جداشده، دریده یا وصلهخورده از پارچهٔ کرباس (پارچهای پنبهای، زبر و ارزانقیمت) اشاره دارد. این واژه در متون کلاسیک و سنتی به عنوان دستمال نظافت یا کنایهای از پوشش فقیرانه و بیارزشی ظاهری مادیات به کار میرفته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت فتحه روی کاف و سکون روی ر (کَرباس) و کسرِ هاء بیان در پایان واژهٔ پاره (پارِه) است.
در جدول
این کلمه در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان راهنمای سوالاتی چون «تکه پارچه پنبهای زبر و کهنه» یا «جامه مندرس درویشی» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به کاربرد، از واژههایی که به پارچه کهنه یا تکه بوم زمخت اشاره دارند برای برگردان این مفهوم استفاده میشود.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی، صوفیانه و عیاری فارسی، کرباس و تکهپارههای آن نمادی از زندگی ساده، فقر مادی سرشار از غنای معنوی، زهد افراطی و پایبند نبودن به تجملات دنیوی (مانند دیبا و حریر) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل کرباس پاره
واژه ترکیبی «کرباس پاره» از دو جزء اصیل تشکیل شده است؛ «کرباس» که ریشهای کهن در زبان سانسکریت (کَرپاسا) دارد و از طریق پهلوی به فارسی رسیده و به معنای پارچه پنبهای ضخیم است، و «پاره» که به معنی قطعه و بخش جدا شده است. این ترکیب در فرهنگ لغات به صورت یک مدخل مستقل و رسمی کمتر دیده میشود، اما به عنوان یک ترکیب وصفی کاملاً شناختهشده است.
در کاربردهای روزمره و سنتی، این واژه بیشتر یادآور لتّهها و دستمالهای زمختی است که برای نظافت صنعتی یا گردگیری به کار میروند. تضاد معنایی شدید این واژه با پارچههای نفیسی چون حریر و پرنیان، پویایی خاصی به تصویرسازیهای ادبی آن میبخشد.
از نگاهی دیگر، اگرچه این کلمه در متون مقدسی مانند قرآن کریم مستقیماً ذکر نشده، اما حضور پررنگی در ضربالمثلها و کنایات ادبیات عامه دارد. نمونه بارز آن باور فرهنگیِ همبافت بودن آدمها در عبارت «سر و ته یک کرباس بودن» است که با مفهوم سادگی یا یکدستیِ منش افراد گره خورده است.