یعنی چه
واژه «طریح» صفت مشبهه یا در حکم اسم مفعول از ریشه عربی «طرح» است. این کلمه به معنای رها شده، انداختهشده و مغلوب به کار میرود و در متون کهن گاهی به معنای مسافت بعید نیز آمده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح طاء و کسر راءِ کشیده (طَرِیح) است که بر وزن فَعِیل ادا میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژه طریح با ۴ حرف به عنوان پاسخ یا راهنما برای کلماتی مانند افکنده، انداخته، مطروح و بعید به کار میرود.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه بسته به مفهوم مدنظر شامل کلماتی چون thrown down یا prostrate برای معنای افتاده، و distant برای مکان بعید است.
به عربی
در زبان عربی، طریح به عنوان صفت برای حالت افتادگی یا دوری مسافت استفاده میشود و مترادف اصلی آن مطروح یا ملقى است.
به فارسی
این واژه در زبان فارسی امروز کاربرد رایجی ندارد و یک واژه مهجور محسوب میشود. معادلهای دقیق فارسی آن کلماتی مانند افکنده، افتاده، زمینگیر و دور هستند.
در قرآن
کلمه «طریح» به صورت مستقیم در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، فعلِ همخانواده آن از ریشه «طرح» یکبار در سوره یوسف آیه ۹ به صورت «اطْرَحُوهُ» (او را بیندازید) آمده است و نباید آن را با واژه طریق اشتباه گرفت.
نماد چیست
این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی نماد مفهوم خاصی نیست، اما در متون کهن عربی به عنوان نمادی از ضعف، افتادگی، مغلوب شدن و از دست رفتن قدرت یا موقعیت استفاده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل طریح
واژه «طریح» یک صفت مشتق از ریشه عربی «طرح» (به معنی انداختن و دور افکندن) است که بر وزن فَعِیل قرار دارد. این کلمه در لغتنامههای معتبر به معانی مختلفی از جمله افکندهشده، بر زمین افتاده، رها شده و مغلوب ذکر شده و در برخی کاربردها نیز به معنای مسافت دور و بعید به کار رفته است.
این واژه در زبان فارسی امروزی کاملاً مهجور و کمکاربرد است و بیشتر در متون کهن لغوی یا ادبی یافت میشود. همچنین در متن قرآن کریم عینا ذکر نشده، گرچه ریشه فعلی آن در داستان حضرت یوسف دیده میشود. از مشاهیر مرتبط با این واژه میتوان به فخرالدین طریحی، دانشمند و واژهشناس بزرگ شیعه و نویسنده کتاب مجمعالبحرین اشاره کرد.