یعنی چه
عبارت «عمید دهخدا» در اصل یک اصطلاح واحد نیست، بلکه از کنار هم قرار گرفتن نام دو فرهنگ لغت پرکاربرد یعنی «فرهنگ عمید» و «لغتنامه دهخدا» شکل گرفته است. با این حال، واژه «عمید» به تنهایی در لغت به معنای رئیس، سرور، سردار و تکیهگاه قوم است و در ادبیات غنایی و عاشقانه نیز به معنای عاشق دلشکسته، شیفته و بیمار از عشق به کار میرود.
تلفظ
واژه اول به صورت عَمید (فتحه روی عین، سکون روی میم و یای کشیده) و واژه دوم به صورت دِهخُدا (کسره روی دال و ضمه روی خاء) تلفظ میشود.
در جدول
این عبارت در جدولهای متقاطع دقیقاً ۹ حرف دارد. اگر به صورت مجزا پرسیده شود، «عمید» ۴ حرف و «دهخدا» ۵ حرف است.
به انگلیسی
بسته به متن، معادل انگلیسی آن برای معانی مدیریتی Chief و برای مفاهیم ادبی Lovesick است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و سره برای واژه عمید شامل کلماتی چون مهتر، سالار، سرور، پیشوا، و در بخش ادبی آن دلباخته و شیفته است.
نماد چیست
در متون کهن و تاریخی، این کلمه نماد قدرت، مرجعیت اجتماعی، استواری و ستون یک قوم است که مردم به او پناه میبرند. در ادبیات عاشقانه نیز نماد تسلیم محض در برابر عشق و تحمل رنج دوری است.
جمعبندی و توضیح کامل عمید دهخدا
عبارت «عمید دهخدا» در وهله اول یادآور دو منبع و مرجع بسیار مهم در پهنه زبان و ادبیات فارسی است؛ یعنی «لغتنامه دهخدا» تالیف علامه علیاکبر دهخدا و «فرهنگ عمید» تالیف حسن عمید. جستجوی همزمان یا اشتباه در ترکیب این دو نام معمولاً کاربران را به این عبارت ترکیبی میرساند که ریشه در تاریخ فرهنگنویسی ایران دارد.
از سوی دیگر، با کالبدشکافی واژه «عمید» متوجه میشویم که این لغت ریشهای عربی دارد و از دایره واژگان متون کهن وارد زبان فارسی شده است. این کلمه دو رویه معنایی کاملاً متمایز دارد؛ در متون سیاسی و اداری دوره سامانی و غزنوی به عنوان عنوانی برای وزرا و دولتمردان (به معنی رئیس و سردار) به کار میرفته و در اشعار غنایی به معنای عاشقی زار و غمگین است.
در مجموع، بررسی این عبارت هم نشاندهنده اصالت واژگان کلاسیک فارسی با ریشه عربی است و هم پیوند عمیق فرهنگهای لغت معاصر را در ذهن مخاطبان زبان فارسی به تصویر میکشد.