یعنی چه
واژه عجزان صفت مبالغه یا صورت صرفی برآمده از ریشه عربی عجز است که به معنای بسیار ناتوان، درمانده، سستعنصر و بیقدرت به کار میرود. همچنین در برخی گویشهای محلی و کاربردهای محاورهای، این کلمه به شخص تنبل، سست و کمانرژی اطلاق میشود که انگیزه یا توان کافی برای انجام کارها را ندارد.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی و عربی به صورت عَجْزان (Aja-zaan) تلفظ میشود؛ هرچند در برخی متون کهن به عنوان جمعِ عاجز، به صورت عُجْزان نیز حرکتگذاری شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه عجزان به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای راهنماهایی چون «ناتوان»، «تنبل محاورهای» یا «درمانده» کاربرد دارد.
به عربی
در زبان عربی معیار برای بیان این مفهوم از واژههای عاجز یا ضعیف استفاده میشود؛ با این حال، خود واژه عجزان در برخی گویشهای عربی مغرب به معنای تنبل (Lazy) رواج دارد.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی این واژه شامل ناتوان، درمانده، سست، بیقدرت و زبون است و در بافتار عامیانه میتوان معادلهای تنبل یا بیحال را برای آن در نظر گرفت.
در قرآن
خودِ واژه «عجزان» به این شکل در متن قرآن مجید به کار نرفته است، اما ریشه سهحرفی آن (ع ج ز) در قالب ۲۶ مشتق مختلف مانند «معجزین» (عاجزکنندگان) و «أعجاز» (تنه درختان ریشهکنشده) آمده که عموماً نشاندهنده ناتوانی انسان در برابر قدرت بیپایان الهی است.
جمعبندی و توضیح کامل عجزان
واژه «عجزان» ریشه در زبان عربی دارد و از مشتقات صیغه مبالغه یا صفات برساخته از ریشه «ع ج ز» است. این کلمه در زبان فارسی به عنوان یک صفت برای اشاره به شخص بسیار ناتوان، درمانده، سستعنصر و بیقدرت استفاده میشود. در کاربردهای اصیل، این واژه بر فروبستگی و ضعف مفرط دلالت دارد.
از سوی دیگر، در برخی بافتهای گویشی و محاورهای متأثر از زبان عربی، عجزان به معنای فرد تنبل، بیحال و کمانرژی که از انجام تکالیف روزمره خود باز میماند، به کار میرود. این واژه در ادبیات فارسی نمادی از فروتنی یا ضعف ذاتی انسان در مواجهه با سختیهای روزگار یا قدرتهای برتر است.
باید توجه داشت که این کلمه در ساختار رسمی جدولها و لغتنامهها یک واژه ۵ حرفی با مفهوم محوری ناتوانی است و نباید آن را با جمعهای ساختگی دیگر اشتباه گرفت. شناخت ریشه و همخانوادههای آن مانند عجز، معجزه و اعجاز به درک بهتر عمق معنایی آن کمک میکند.