یعنی چه
این عبارت در زبان و ادبیات کهن فارسی به معنای مستور شدن، پشت پرده رفتن، غایب شدن از دیدهها و یا خانهنشین شدن و عزلت گزیدن (بهویژه برای زنان و دختران در بافت سنتی) به کار میرود. این اصطلاح یک مصدر مرکب ادبی و کلاسیک است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدولهای کلمات متقاطع «پردگی گشتن» است که ۹ حرف دارد. از جایگزینهای دیگر میتوان به مستور شدن یا پنهان شدن اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از عباراتی که به پوشیدگی با نقاب و حجاب یا پنهان شدن اشاره دارند، استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژههایی چون احتجاب و استتار دقیقترین برابرهای معنایی برای این اصطلاح هستند.
در قرآن
خود عبارت ترکیبی «پردگی گشتن» به عنوان یک اصطلاح فارسی در متن قرآن مجید وجود ندارد. با این حال، از نظر معنایی و مفهومی با ریشهها و تعابیر قرآنی مانند «حِجاب» (فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ) یا تعبیر «تَوارَتْ بِالْحِجَابِ» (پنهان شدن در پس پرده) همخوانی و مطابقت دارد.
جمعبندی و توضیح کامل پردگی گشتن
اصطلاح ادبی «پردگی گشتن» یک مصدر مرکب کاملاً فارسی است که از ترکیب صفت نسبی «پردگی» (منسوب به پرده، مشتق از واژهٔ پهلوی parda) و فعل «گشتن» به معنای شدن و تغییر حالت یافتن ساخته شده است. این واژه در متون کهن به تغییر وضعیت به سمت پوشیدگی، عفت و دوری از انظار عمومی اشاره دارد.
در ادبیات کلاسیک و اشعار صوفیانه فارسی، این عبارت فراتر از معنای فیزیکی، به عنوان نمادی از حیا، رازآلودگی و خلوتگزینی عارفانه (عزلت) به کار میرود. شاعران از این مفهوم برای نشان دادن پنهان شدن حقیقت در پس پرده ظاهر یا پوشیده ماندن زیباییهای معنوی استفاده میکردند؛ همانطور که فخرالدین اسعد گرگانی میگوید: «سراپرده کشیده ابر دیماه / چو روی ویس گشته پردگی ماه».
بررسی ساختاری این عبارت نشان میدهد که واژه «گشتن» در اینجا ریشه در زبان ایرانی باستان دارد و دلالت بر صیرورت و تبدیل شدن دارد. این اصطلاح امروزه کاربرد روزمره ندارد و بیشتر در بررسی متون کهن، شعر سنتی و مسابقات جدول کلمات متقاطع مورد توجه قرار میگیرد.