یعنی چه
در زبان عربی، جرادة اسم مفرد برای کلمه «جراد» (ملخها) است که برای هر دو جنس نر و ماده به کار میرود. معنای دوم آن به پوست، برگ دورکرده از شاخه یا تراشههای چوب اشاره دارد. ریشه آن از «جَرَدَ» به معنی برهنه کردن است، زیرا ملخ زمین را از گیاهان لخت میکند.
تلفظ
این واژه به صورت فتح حرف اول و دوم و فتح دال خوانده میشود: جَرادَة (جَ رَ دَ ه / جَ را دَ).
در جدول
کلمه «جرادة» در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان معادل پنجحرفی و عربی واژه «ملخ» یا «تراشه چوب» کاربرد دارد.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه بسته به معنای مدنظر شامل Locust و Grasshopper برای حشره ملخ، و Bark shavings برای پوستهها و تراشههای چوب است.
به فارسی
این واژه بومی زبان فارسی نیست و یک وامواژه عربی است. معادل دقیق فارسی آن برای حشره، «ملخ» و برای معنای دوم آن «براده»، «پوسته» یا «پوستریزه» است.
نماد چیست
در متون کهن و قرآنی، جراد و جرادة نماد ویرانی گسترده، هجوم ناگهانی، غارتگری و یکی از آیات عذاب الهی است. همچنین در توصیفات آخرالزمانی و روز محشر، نماد پراکندگی، آشفتگی و جمعیت بسیار زیاد انسانها به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل جرادة
واژه «جرادة» ریشهای عربی دارد و از ماده «جَرَدَ» مشتق شده است که در اصل به معنای پاک کردن، کندن و برهنه ساختن است. وجه تسمیه این کلمه برای حشره ملخ به این دلیل است که تودههای ملخ هنگام هجوم به مزارع، زمین را کاملاً از پوشش گیاهی و سبزهها لخت و برهنه میکنند. در متون قرآنی و روایی، شکل جمع آن (الجراد) به عنوان نمونهای از بلاهای طبیعی و عذابهای الهی بر قوم فرعون ذکر شده است.
علاوه بر معنای حشره ملخ، جرادة در لغتنامههای معتبری چون دهخدا به معنای برگها و پوستههای کنده شده از شاخ درخت یا تراشههای چوب نیز آمده است. امام علی (ع) نیز در خطبههای نهجالبلاغه از شکل مفرد این واژه برای تحقیر دنیا استفاده کرده و آن را پستتر از برگ نیمجویده در دهان یک ملخ توصیف فرمودهاند.
این واژه گرچه در فارسی امروز به عنوان یک کلمه روزمره کاربرد ندارد، اما به عنوان یک وامواژه مذهبی و ادبی در متون کلاسیک فارسی جا افتاده است. شناخت ریشه و نمادشناسی آن به درک بهتر تعابیر کنایی در ادبیات فارسی و متون دینی کمک شایانی میکند.