یعنی چه
معتزله نام یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین مکاتب کلامی در تاریخ اسلام (شکلگرفته در سده دوم قمری) است. پیروان این مکتب فکری به اولویت و اصالت عقل در تفسیر متون دینی و گزارههای اعتقادی باور داشتند. از مهمترین اصول فکری آنها میتوان به اختیار مطلق انسان در اعمال خود، عدل الهی و نفی صفات زاید بر ذات برای خداوند اشاره کرد. این جریان فکری در برابر مکاتب سنتگرا و نقلگرا قرار میگرفت.
تلفظ
این واژه در زبان عربی به صورت مُعْتَزِلَة (muʿtazilah) تلفظ میشود و در زبان فارسی امروزی معمولاً به صورت مُعتَزِله خوانده میشود.
به انگلیسی
در متون آکادمیک و فلسفی انگلیسی، برای اشاره به این مکتب کلامی از واژه Muʿtazila و برای اشاره به معتزلیون از عبارت Mu'tazilites استفاده میشود.
به عربی
واژه معتزله ریشه اصیل عربی دارد و در این زبان همراه با الف و لام تعریف به صورت «المعتزلة» به کار میرود.
به فارسی
معادل لغوی دقیق معتزله در زبان فارسی «کنارهگیران» یا «جداشدگان» است. در اصطلاح تاریخی و مذهبی نیز معمولاً از واژههایی چون «مکتب اعتزال»، «معتزلیان» یا «اهل اعتزال» استفاده میشود.
نماد چیست
معتزله نماد و شاخصِ جریان «خردگرایی دینی» (Rationalism) در تاریخ اندیشه اسلامی است. این مکتب در ادبیات فلسفی و کلامی، به عنوان نماد تفکری شناخته میشود که عقل را بر نقل (روایات و ظواهر آیات) مقدم میدارد و بر دو اصل کلیدی «عدل» و «توحید تنزیهی» اصرار میورزد.
جمعبندی و توضیح کامل معتزله
معتزله یکی از پویاترین و جریانسازترین مکاتب فکری در تاریخ کلام اسلامی است که در قرن دوم هجری و در پی اختلافات فکری بر سر مسائلی چون رابطه عقل و وحی، اختیار انسان و سرنوشت مرتکبان گناهان کبیره شکل گرفت. طبق روایات تاریخی، هسته اولیه این مکتب زمانی شکل گرفت که واصل بن عطا از مجلس درس استاد خود، حسن بصری، کنارهگیری کرد و راه فکری مستقلی را برگزید.
ویژگی بارز معتزلیان، دفاع سرسختانه از حاکمیت عقل در فهم دین بود. آنها برخلاف جریانهای اهل حدیث و بعدها اشاعره، معتقد بودند که حسن و قبح امور با عقل انسان قابل درک است و انسانها در تکوین اعمال خود آزادی و اختیار کامل دارند. اگرچه این مکتب در دوران خلافت عباسی (به ویژه در زمان مأمون) به قدرت و نفوذ سیاسی زیادی دست یافت، اما بعدها به دلیل مخالفتهای شدید مذهبی و سیاسی دچار افول شد.
با وجود افول مذهب معتزله به عنوان یک فرقه مستقل، میراث فکری عقلگرایانه آنها تا قرنها بر تفکر اسلامی، به ویژه بر کلام امامیه (شیعه) و زیدیه تاثیرات عمیق و پایاداری بر جای گذاشت.