یعنی چه
بیاعتبار شدن به معنای سلب صلاحیت قانونی، عرفی یا اجتماعی از یک شیء، سند، شخص یا عقیده است. این واژه در متون حقوقی به معنی باطل، ملغی یا غیرقابل استناد شدن یک حکم یا مدرک به کار میرود و در روابط اجتماعی به معنای از دست رفتن مایهٔ اعتماد و ارزش افراد است.
تلفظ
تلفظ واژه به صورت تفکیکشده عبارت است از: بـی (پیشوند سلبی) + اِعتِبار (سکون روی ع) + شُدَن.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ مستقیم این عبارت بر اساس تعداد حروف، خود واژهٔ «بی اعتبار شدن» (۱۱ حرف) است. همچنین کلماتی نظیر «حبط» (برای باطل شدن عمل)، «بطلان» و «انقضا» به عنوان پاسخهای موازی کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن از واژههای متفاوتی استفاده میشود؛ برای مدارک تجاری و قانونی از invalid یا expire و برای ساقط شدن اعتبار اجتماعی افراد از discredit استفاده میکنند.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح بُطلان یا سقوط الاعتبار دقیقترین معادلها برای رساندن این مفهوم هستند.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی این عبارت شامل «از اعتبار افتادن»، «نامعتبر شدن»، «باطل شدن»، «لغو شدن»، «منسوخ شدن» و «از سکه افتادن» است.
جمعبندی و توضیح کامل بی اعتبار شدن
عبارت «بیاعتبار شدن» ترکیبی از پیشوند سلبی فارسی «بی» و واژه عربی «اعتبار» (از ریشه ع-ب-ر به معنی ارزش و سنجش) همراه با فعل «شدن» است. این اصطلاح در دو قلمرو عمدهٔ حقوقی-اداری و اجتماعی-اخلاقی کاربرد وسیعی دارد. در دنیای حقوق و اسناد، به پایان یافتن دورهٔ قانونی، منقضی شدن یا باطل شدن یک مدرک، قرارداد یا چک اشاره دارد که پس از آن دیگر هیچ اثر قانونی بر آن مترتب نیست.
در حوزهٔ روابط انسانی و مذهب نیز این مفهوم به معنای زوال اعتماد، ارزش و مقبولیت است. در ادبیات قرآنی گرچه خود این ترکیب عیناً نیامده، اما مفاهیم عمیقی چون «حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ» (بیاثر و نابود شدن اعمال) و واژه «باطل» کاملاً همراستا با معنای بیاعتبار شدن کاربرد دارند که نشاندهنده سقوط ارزش یا پوچ شدن یک ساختار، عمل یا جایگاه است.