یعنی چه
توانگر در زبان فارسی به کسی گفته میشود که از نظر مالی دارا و ثروتمند باشد یا از نظر درونی و معنوی به مقام بینیازی و غنا رسیده باشد. این واژه در اصل به معنای توانا و صاحب قدرت است که به مرور زمان بیشتر در مفهوم دارندگی و تمکن مالی به کار رفته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت تَوانْگَر (tavāngar) است که از دو بخش «توان» و «گر» تشکیل میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژه «معنی توانگر» دقیقاً دارای ۱۰ حرف است. همچنین بسته به تعداد حروف خواسته شده، کلماتی مثل ثروتمند، دارا، غنی و متمول نیز به عنوان پاسخ کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی رایجترین معادلها برای انتقال مفهوم توانگری مادی کلمات Rich و Wealthy هستند.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای اشاره به شخص توانگر و متمول از واژگان Zengin و Varlıklı استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل ثروتمند، غنی، دارا، متمول، دولتمند و منعم هستند. در دایره متضادها نیز کلماتی مانند فقیر، درویش، نادار، تهیدست و بینوا قرار میگیرند.
جمعبندی و توضیح کامل معنی توانگر
واژه «توانگر» یکی از اصیلترین و کهنترین لغات زبان فارسی است که از ترکیب واژه «توان» (به معنی قدرت، نیرو و استطاعت) و پسوند فاعلی «گر» ساخته شده است. این کلمه در ریشههای باستانی خود به معنای فرد قدرتمند و توانا بوده، اما در سیر تطور زبان فارسی بیشتر به عنوان صفت برای افراد ثروتمند، دارا و متمول به کار رفته است.
در ادبیات کلاسیک و عرفانی ایران، به ویژه در آثار بزرگانی چون سعدی و حافظ، توانگری صرفاً مادی نیست، بلکه ابعاد معنوی عمیقی دارد. در این دیدگاه، توانگر واقعی کسی است که به مقام قناعت و غنای دل رسیده و از وابستگیهای مادی بینیاز باشد؛ چرا که ثروت ظاهری زوالپذیر است، اما توانگریِ برخاسته از هنر و عقل پایدار میماند.
همچنین این واژه در ترجمههای کهن قرآن کریم به عنوان معادل دقیقی برای صفت الهی «الغنی» (بینیاز مطلق) استفاده شده است تا تجلیبخش مفهوم بینیازی و قدرت بیانتها باشد.