یعنی چه
متهشم صفت فاعلی از ریشه عربی «هشم» است و به چیزی اطلاق میشود که بر اثر فشار یا ضربه به شدت خرد، متلاشی و تکهتکه شده باشد؛ مانند استخوان، شیشه یا گیاه خشکشده. در برخی متون ادبی کهن، گاه به معنای استعاریِ نرمخو شدن یا به مهربانی گراییدن نیز به کار رفته است.
تلفظ
این واژه به فتح میم اول، ضم تاء، فتح هاء، تشدید و کسر شین تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، کلمه «متهشم» به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای راهنماهای «خردشده» یا «درهمکوبیده» کاربرد دارد.
به انگلیسی
نزدیکترین معادلهای انگلیسی برای این واژه کلماتی هستند که مفهوم خرد شدن قطعات یک شیء ترد یا سست را منتقل میکنند.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون خردشده، متلاشی، ریزریز و مکسور است.
نماد چیست
این واژه در ادبیات و عرفان به عنوان نمادی از زوال، فناپذیری زرقوبرق دنیا و درهمشکستن غرور انسان به کار میرود؛ همانطور که واژه همخانواده آن (هشیم) در قرآن برای توصیف گیاهان خشکی که باد آنها را متلاشی و پراکنده میکند، استفاده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل متهشم
واژه «متهشم» یک صفت فاعلی مشتق از زبان عربی (باب تفعّل) است که در متون کهن فارسی به کار رفته است. ریشه اصلی این کلمه «هـ ش م» بوده که به معنای شکستن و خرد کردن اشیاء سست، ترد یا خشک نظیر استخوان و گیاه است. این واژه امروزه در زبان فارسی معیار کاربرد بسیار کمی دارد و تقریباً منسوخ به شمار میرود، اما همخانواده قرآنی آن یعنی «هَشیم» بار معنایی عمیقی را در توصیف ناپایداری دنیا حمل میکند.
از نظر نمادین، متهشم بازتابدهنده مفهوم فناپذیری، زوال و از دست رفتن انسجام مادی است. جالب اینجاست که در برخی لغتنامههای قدیمی، یک لایه معنایی استعاری نیز برای این واژه ذکر شده که به معنای «گرایش به نرمی، انس و محبت» است، گویی که سختدلی فرد در هم شکسته و به مهربانی تبدیل شده است.
باید توجه داشت که این کلمه نباید با واژههای مشابهی چون «محتشم» (به معنی گرانمایه و دارای حشمت) یا «مدهش» (به معنی شگفتآور و هولناک) اشتباه گرفته شود؛ چرا که متهشم دقیقاً بر مفهوم ساختار خردشده و از هم پاشیده دلالت دارد.