یعنی چه
در اصل به اسب یا حیوانی میگویند که بندِ مهارش پاره شده و دیگر تحت کنترل نیست. مجازاً به رفتارها، قدرتها یا پدیدههای غیرقابلکنترلی اطلاق میشود که از حد تعادل و قانون خارج شده باشند. این واژه کاملاً کلاسیک و اصیل است و نیازی به مثال دیجیتال ندارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت اَفْسارْگُسیخْتِه است که از دو بخش اصلی «افسار» و «گسیخته» ترکیب شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «بیمهار»، «سرکش» یا «خودسر» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای مفاهیمی مانند تورم یا خشم شدید از واژههای Unbridled یا Rampant استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای اصیل و واژگان جایگزین فارسی آن شامل لجامگسیخته، مهارگسسته، رها، ول، بیقید و بند، و لاابالی است.
جمعبندی و توضیح کامل افسارگسیخته
واژه «افسارگسیخته» یک صفت مفعولی مرکب و کاملاً فارسی است که از ریشه پهلوی «afsār» به معنی لجام و مهار، و «گسیخته» از مصدر گسیختن به معنی پاره شدن ساخته شده است. معنای تحتاللفظی آن به حیوانی اشاره دارد که بند مهارش پاره شده و دیگر از صاحب خود فرمان نمیبرد.
در ادبیات فارسی و زبان امروز، این واژه به عنوان نمادی برای تصویرسازی اسب سرکش و بدون مهار به کار میرود. این مفهوم مجازاً برای توصیف وضعیتهای بحرانی و پدیدههای اقتصادی و اجتماعی غیرقابلکنترل مانند «تورم افسارگسیخته» یا «خشونت افسارگسیخته» که شیرازه نظم را از هم میپاشند، استفاده میشود.
اگرچه این ترکیب خالص فارسی در متن قرآن کریم وجود ندارد، اما از نظر مفهومی با واژههایی چون «طغیان»، «اسراف» (تجاوز از حد) و پیروی کورکورانه از هوای نفس که همگی به نوعی خروج از حد تعادل و بیمهاری را میرسانند، قرابت معنایی بسیار نزدیکی دارد.