یعنی چه
عبارت «افسرده و بی طراوت» به حالت یا صفتی اشاره دارد که در آن یک فرد یا یک موجود زنده (مانند گیاه و طبیعت)، نشاط، انرژی، شادابی و تازگی خود را از دست داده و دچار اندوه، رخوت، پژمردگی یا خمودگی شده است. این اصطلاح برای انسان به معنای غمگین و بیانرژی بودن و برای طبیعت به معنای پلاسیدگی و خشکی به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب وصفی به صورت «اَفسُرده وَ بی طَراوَت» است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، برای راهنمای «افسرده و بی طراوت» کلماتی مانند پژمرده، نژند، خموده و دلمرده به کار میروند. خود این عبارت دقیقاً دارای ۱۴ حرف است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد کلمه (برای انسان یا طبیعت)، معادلهای مختلفی در زبان انگلیسی وجود دارد.
به فارسی
نزدیکترین واژگان جایگزین در زبان فارسی شامل کلماتی چون پژمرده، پژمان، نژند، دلمرده، خموده، ملول و پلاسیده هستند که همگی بار معنایی کاهش یافتن سطح انرژی و شادابی را دلالت میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل افسرده و بی طراوت
ترکیب وصفی «افسرده و بی طراوت» توصیفکننده حالتی از رکود، سردی و از دست رفتن طراوت ذاتی است. واژه «افسرده» از مصدر فارسی میانه «افسردن» میآید که در اصل به معنای منجمد شدن و یخ بستن بوده و مجازاً به رخوت روحی دلالت دارد. واژه «طراوت» نیز ریشه عربی داشته و به معنای تازگی است که ترکیب آن با پیشوند سلبی «بی»، نبودِ شادابی را میرساند.
این عبارت در جملات روزمره و ادبیات هم برای احوالات روحی انسان (مانند: پس از آن حادثه، روحیهای افسرده و بی طراوت پیدا کرد) و هم برای توصیف مظاهر طبیعت در فصل خزان (مانند: باغِ افسرده و بی طراوت پاییز) به کار میرود.
در فرهنگ روایی و نمادشناسی، این حالت نمادی از پاییز عمر، افول جوانی و یاس تلقی میشود. اگرچه این ترکیب عینا در قرآن نیامده، اما مفهوم پژمردگی طبیعت با واژگانی نظیر «مُصْفَرّاً» (به معنی زرد و خشک شده) در آیاتی از سورههای زمر و حدید برای به تصویر کشیدن ناپایداری دنیا توصیف شده است.