یعنی چه
بازگوئی به معنای تکرار، اعاده یا نقل مجدد چیزی است که قبلاً بیان شده است. این واژه زمانی به کار میرود که فردی سخن، داستان یا خاطرهای را که شنیده یا تجربه کرده، مجدداً برای دیگران روایت کند.
تلفظ
تلفظ این واژه از ترکیب پیشوند «باز» (bāz) و اسم مصدر «گویی» (gū-yī) شکل گرفته است. براساس دستور خط زبان فارسی، امروزه نوشتن آن به صورت «بازگویی» اولویت دارد.
در جدول
کلمه «بازگوئی» دقیقاً دارای ۷ حرف است و در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان پاسخ برای طراحان کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن، از واژه Retelling برای بازگویی داستان و از Repetition یا Restatement برای تکرار سخن استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم از عباراتی چون إعادة صياغة یا واژههای نقل و روایت استفاده میگردد.
به فارسی
واژههای مترادف و برابرهای اصیل فارسی برای این کلمه شامل تکرار، نقل، روایت، واگویه و بیان مجدد هستند. متضادهای استنباطی آن نیز کلماتی چون سکوت، کتمان و رازداری میباشند.
در قرآن
خود واژه «بازگوئی» به دلیل اصالت فارسی در قرآن نیامده است، اما مفهوم آن در آیات مربوط به قصص و نقل داستانهای پیامبران با ریشههایی مانند «قَصَّ» (به معنی حکایت کردن) و «حَدَّثَ» به وفور دیده میشود.
نماد چیست
این واژه در ادبیات و فرهنگ عامه دارای نماد مادی خاصی نیست؛ اما به صورت معنوی نماد انتقال تجربه، حفظ تاریخ، روایتگری و پاسداشت حافظه جمعی بشر به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بازگوئی
واژه «بازگوئی» (یا بازگویی) یک اصطلاح کاملاً فارسی و ساختیافته از ترکیب پیشوند «باز» به معنای دوباره و فعل «گفتن» است. این کلمه به عملِ بیان مجدد، تکرار سخن، یا روایت کردنِ دوباره یک رویداد و داستان اشاره دارد و ریشه در سنت دیرینه قصهگویی و انتقال شفاهی مفاهیم در فرهنگ ایرانی دارد.
اگرچه این لفظ به طور مستقیم در متون غیرفارسی مانند قرآن وجود ندارد، اما اهمیت مفهومی آن در انتقال پیامها، نقل سرگذشت پیشینیان و حفظ تجربیات بشری در قالب کلماتی نظیر روایت و حکایت در تمام زبانها و فرهنگها به رسمیت شناخته شده است. در ساختار بازیهای کلماتی و جدول نیز این واژه به عنوان یک کلمه ۷ حرفی کاربرد دارد.