یعنی چه
این عبارت در معنای لغوی و واقعی به پرتاب کردن طناب حلقهدار (کمند) برای اسیر کردن دشمن در جنگ یا به دام انداختن حیوان گریزپا در شکار اشاره دارد. همچنین به معنای پرتاب کردن طناب چنگکدار به بالای حصار قلعه برای بالا رفتن از آن است. در کاربرد مجازی، کنایه از شیفته، گرفتار، عاشق و مطیع خود کردن کسی است (مانند گرفتار شدن در کمند زلف یار).
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت به صورت «دَر کَ مَند اَنداختَن» (dar kamand andāxtan) است.
در جدول
پاسخ دقیق جدول برای این مفهوم «در کمند انداختن» با ۱۳ حرف است. از دیگر گزینههای مشابه میتوان به «به دام انداختن» یا «به بند کشیدن» اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به موقعیت واقعی یا مجازی، از واژههای فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه «وَهَق» دقیقترین معادل مادی برای طناب کمند است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، کمند نماد اسارتِ مقتدرانه در میدان جنگ، جذابیت مدهوشکننده معشوق (به ویژه استعاره از زلف و گیسوی یار که عاشق را اسیر میکند) و در عرفان نماد کشش و جذابیت تجلیات الهی است که دل سالک را شکار میکند.
جمعبندی و توضیح کامل در کمند انداختن
اصطلاح «در کمند انداختن» ترکیبی فصیح و کهن در زبان فارسی است که ریشه در فرهنگ حماسی و شکارگری ایرانیان پاکآیین دارد. واژه کمند که در زبان پارسی میانه نیز کاربرد داشته، ابزاری جنگی و شاهنامهای برای به بند کشیدن حریفان یا صید حیوانات رمنده بوده است. این عبارت با گذشت زمان از میدانهای کارزار به قلمرو ظریف ادبیات و غزل راه یافته است.
در کاربرد استعاری و عرفانی، این اصطلاح به قدرت بیچونوچرای زیبایی یا حق اشاره دارد که بیننده را مجذوب و دلباخته میکند. گیسوان معشوق در شعر کلاسیک فارسی مکرراً به کمندی تشبیه شده که دل عشاق را صید میکند و به بند میکشد.
این عبارت در پهنه زبانهای دیگر نیز معادلهای دقیقی دارد؛ چنانکه در انگلیسی از مفهوم کمنداندازی ابزاری و در عربی از واژه اصیل «وهق» برای رساندن این معنا بهره میبرند. مفهوم کلی آن همواره با نوعی اسارت، خواه مادی در جنگ و خواه معنوی در عشق، گره خورده است.