یعنی چه
واژه معقوده شکل مؤنث از صفت مفعولی «معقود» است. این واژه در زبان فارسی و فقه به دو معنای عمده به کار میرود: نخست در مفهوم فقهی و حقوقی به معنای زوجه، همسر یا زنی است که پیمان زناشویی و عقد نکاح با او بسته شده است. دوم در مفهوم لغوی و عام به هر چیزِ گرهخورده، متصلشده، بستهشده یا مایع غلیظ و سفتی که قوام یافته باشد، اشاره دارد.
تلفظ
این واژه بر وزن مَفعُوله خوانده میشود؛ با فتح م میم، سكون ع عین، ضم ق قاف و سکون دال.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه معقوده به عنوان یک پاسخ ۶ حرفی برای راهنماهایی نظیر «زن عقدشده»، «همسر» یا «چیز بستهشده و گرهخورده» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به بستر متن، معادلهای انگلیسی آن برای شخص به همسر و برای اشیاء به مفاهیم گرهخورده و منعقدشده بازمیگردد.
به عربی
این واژه ریشه اصیل عربی دارد و در متون فقهی عربی مانند اصطلاح «معقودة الأب» استفاده میشود.
به فارسی
در برگردان خالص فارسی میتوان برای این واژه از ترکیبها و کلماتی چون «همسر پیوندخورده»، «بانوی منکوحه»، «بستهشده» و «گرهدار» استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل معقوده
واژه «معقوده» یک صفت مفعولی مؤنث از ریشه عربی «عقد» است که به طور کلی به مفهوم هر چیز گرهخورده، محکمشده، بستهشده یا ساختاریافته اشاره دارد. در زبان فارسی کلاسیک و متون فقهی-حقوقی، این واژه بیش از هر چیز به عنوان صفت برای زنی به کار میرود که پیمان زناشویی (عقد نکاح) او جاری و تثبیت شده است، از این رو مترادف با واژگانی چون همسر، زوجه و منکوحه قرار میگیرد.
از منظر ریشهشناسی، اگرچه خود واژه «معقوده» به این شکل صریح در متن قرآن کریم نیامده است، اما همخانوادهها و ریشه اصیل آن (عقد) بارها در مفاهیمی چون پیمانها (عقود)، سوگندهای استوار (عقدتم) و گرهها (العقد) در کتاب آسمانی ذکر شدهاند که همگی بر معنای استواری، پایبندی و اتصال دلالت دارند. همچنین در فرهنگ آشپزی برخی کشورهای عربی شمال آفریقا، این واژه به نوعی خوراک سنتیِ توپکی و انسجامیافته از سیبزمینی نیز اطلاق میشود که نشاندهنده معنای لغوی سفتشدن و قوامیافتن است.