یعنی چه
«اجازه داشتن» به معنای دارا بودن حق، اذن یا رخصت برای انجام یک عمل است؛ به طوری که شخص از نظر قانونی، عرفی یا اخلاقی مشکلی برای انجام آن کار ندارد و از موانع آزاد است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب فعلی به صورت «اِجازِه داشتن» است که بخش اول آن مصوت کوتاه اِ (e) میگیرد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «اجازه داشتن» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «مجاز بودن» یا «مأذون بودن» به کار میرود و دقیقاً ده حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم بیشتر از ساختارهای مجهول یا عبارات اسمی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مفهوم اجازه داشتن غالباً با استفاده از واژهٔ ریشهای «إذن» یا مشتقات «رخصت» بیان میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و ترکیبی فارسی برای این عبارت شامل واژههایی چون رخصت داشتن، دستوری داشتن و مجاز بودن است که همگی بیانگر مشروعیت اقدام هستند.
جمعبندی و توضیح کامل اجازه داشتن
عبارت «اجازه داشتن» یک فعل مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ عربی «اجازه» (از ریشه ج-و-ز به معنی عبور و روا داشتن) و فعل اصیل فارسی «داشتن» شکل گرفته است. این مفهوم در ساختارهای اجتماعی، حقوقی و مذهبی به معنای داشتن مشروعیت، اذن و برطرف شدن موانع برای انجام یک کار است.
در متون دینی و قرآنی، اگرچه خود واژهٔ اجازه به این شکل نیامده، اما مفهوم آن در قالب واژهٔ «اذن» (مانند اذن الهی) به دفعات تکرار شده است که نشاندهندهٔ وابستگی امور به خواست و ارادهٔ الهی است. در روابط مدرن حقوقی و اجتماعی نیز این اصطلاح با مفاهیمی چون پروانه، مجوز و مصونیت گره خورده است.