یعنی چه
شکسته صفت مفعولی از مصدر شکستن است و در معنای حقیقی به هر چیزی که خرد شده، ترک خورده یا از حالت سالم و اولیه خود خارج شده باشد اطلاق میشود. در کاربردهای مجازی و ادبی، این واژه برای توصیف احوال انسانی به معنی غمگین، آزرده، ناتوان و پیر به کار میرود. همچنین در حوزه فرهنگ و هنر، به نوعی خط خوشنویسی سیال و زیبا (شکسته نستعلیق) و در زبانشناسی به لحن گفتار غیررسمی و عامیانه (گفتار شکسته) گفته میشود.
مترادف
واژههای فوق همگی در بافتهای مختلف معنایی (حقیقی و مجازی) میتوانند به جای کلمه شکسته قرار گیرند.
در جدول
در کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف و راهنمای طراح، میتوان از خود واژه شکسته یا برابرهای آن استفاده کرد.
به انگلیسی
برای مفهوم مجازی دلشکسته نیز در زبان انگلیسی از اصطلاح Broken-hearted استفاده میشود.
به عربی
این کلمات از ریشه ثلاثی مجرد «کسر» به معنی شکستن مشتق شدهاند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشیاء خردشده یا آسیبدیده از این واژه استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل شکسته
واژه شکسته از ریشه اصیل ایرانی کهن و پارسی میانه (شکستن) سرچشمه میگیرد و در طول تاریخ زبان فارسی، کاربردهای مادی و معنوی گستردهای یافته است. این کلمه در وهله اول وضعیت فیزیکی یک شیء صدمهدیده یا خردشده را توصیف میکند، اما غنای زبان فارسی آن را به قلمرو ادبیات و احساسات نیز وارد کرده است؛ به طوری که تعابیری چون دلشکسته نمادی عمیق از رنج، فروتنی، عاطفه و فناپذیری انسان به شمار میروند.
علاوه بر جنبههای مادی و عاطفی، شکسته در حوزه هنر و زبانشناسی ایران جایگاه ویژهای دارد. خط شکسته نستعلیق به عنوان یکی از زیباترین و سیالترین شیوههای خوشنویسی ایرانی، مظهر سرعت، رهایی و هنر بصری است. همچنین اصطلاح زبان شکسته در نگارش و گفتار مدرن، به ساختارهای صمیمی و عامیانهای اشاره دارد که از چارچوب رسمی و کتابی فراتر میروند تا ارتباط روزمره را تسهیل کنند.