یعنی چه
در ادبیات اقتصاد سیاسی و نظریات چپ، بورژوازی ملی به آن بخش از طبقهٔ سرمایهدار و صاحبان ابزار تولید در کشورهای در حال توسعه گفته میشود که برخلاف سرمایهداری وابسته، تضاد منافع با استعمار دارد و رشد و سود خود را در گرو توسعهٔ صنعتی، رشد نیروهای مولد بومی و استقلال اقتصادی کشور میداند.
تلفظ
این ترکیب از واژه فرانسوی Bourgeoisie (با تلفظ بورژوازی) و واژه عربی-فارسی مِلّی تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع با عنوان سرمایهداری بومی یا طبقه سرمایهدار مستقل، عبارت ۱۱ حرفی «بورژوازی ملی» پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
این اصطلاح در متون بینالمللی اقتصاد سیاسی با عبارت National bourgeoisie شناخته میشود.
به فارسی
بهترین معادلهای روان فارسی برای این اصطلاح، عبارتهای «سرمایهداری ملی»، «طبقه سرمایهدار داخلی» و «سرمایهداری بومی» هستند که بر استقلال اقتصادی تأکید دارند.
نماد چیست
این مفهوم فاقد یک نماد گرافیکی واحد یا رسمی است، اما در ادبیات و هنرهای سیاسیِ سوسیالیستی، معمولاً به شکل تصویر یک کارخانهدار یا صنعتگر بومی با پوشش رسمی که در حال تعامل و اتحاد با طبقه کارگر در جهت منافع کشور است، نمادسازی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بورژوازی ملی
اصطلاح «بورژوازی ملی» یکی از مفاهیم کلیدی در جامعهشناسی سیاسی و اقتصاد سیاسی قرن بیستم، به ویژه در چارچوب نظریات مارکسیستی و تحلیلهای ضد استعماری است. این واژه به بخشی از طبقه سرمایهدار (صاحبان کارخانهها، صنایع و سرمایههای کلان) در کشورهای در حال توسعه یا نیمهمستعمره اشاره دارد که منافع اقتصادی آنها با رونق تولید داخلی و استقلال کشور پیوند خورده است.
تفاوت اصلی بورژوازی ملی با «بورژوازی کمپرادور» یا همان سرمایهداری وابسته، در جهتگیری اقتصادی آنهاست؛ در حالی که سرمایهداری وابسته سود خود را در واردات کالا و پیوند با شرکتهای چندملیتی خارجی میبیند، بورژوازی ملی به دنبال تقویت زیرساختهای بومی و قطع وابستگی به بیگانگان است و به همین دلیل در برهههایی از تاریخ، همسو با جریانهای ملیگرا حرکت کرده است.
این اصطلاح ترکیبی از واژه فرانسوی بورژوازی (به معنی شهرنشینان صاحب سرمایه در برابر اشراف و کارگران) و واژه ملی است و امروزه برای تحلیل ساختار اقتصادی کشورها و بررسی نقش سرمایهداران داخلی در فرآیند توسعه مورد استفاده قرار میگیرد.