یعنی چه
«دربر گرفتن» یک فعل مرکب فارسی با دو کاربرد اصلی است؛ در معنای مادی و ادبی به مفهوم بغل کردن و در آغوش کشیدن است و در معنای انتزاعی و امروزی به معنای شامل شدن، احاطه کردن، فراگرفتن و متضمن بودن به کار میرود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف و راهنمای سؤال، میتوانید از معادلهایی چون شامل شدن، احاطه کردن، فراگرفتن یا بغل کردن استفاده کنید.
به انگلیسی
برای مفاهیم انتزاعی و شمول از واژههای Include و Encompass و برای مفاهیم مادی و عاطفی از Embrace استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی متناسب با سیاق متن، افعال ریشه «شمل» و «حوط» دقیقترین مفهوم را برای شمول و احاطه منتقل میکنند.
به فارسی
مترادفهای دقیق فارسی این اصطلاح عبارتند از: شامل بودن، دربر داشتن، احاطه کردن، فرا گرفتن، پوشاندن و در آغوش کشیدن.
جمعبندی و توضیح کامل دربر گرفتن
اصطلاح مرکب و دیرپای «دربر گرفتن» یکی از زیباترین و کارآمدترین نمونههای تحول معنایی در زبان فارسی است که ریشه در ژرفای فرهنگ و ادبیات این مرز و بوم دارد. این واژه از منظر ساختاری و تبارشناسی، از ترکیب حرف اضافه «در»، اسم «بَر» به معنای سینه، آغوش و پهلو، و فعل «گرفتن» پدید آمده است. در نخستین گامهای حیات خود، این کلمه صرفاً برای توصیف یک کنش کاملاً فیزیکی، مادی و عاطفی یعنی به آغوش کشیدن، بغل کردن و فشردن کسی به سینه به کار میرفت. اما در سیر تطور زبانی و عبور از فیلتر ذهن خلاق شاعران و نویسندگان پارسیگوی، این کلمه پلههای تجرید را طی کرد و از یک قلمرو ملموس فیزیکی به یک مفهوم انتزاعی، فلسفی، حقوقی و ساختاری نقل مکان نمود. امروزه وقتی این اصطلاح را به کار میبریم، ذهن ما پیش از آنکه به سمت تصویر دو انسان در آغوش یکدیگر متمایل شود، به سمت مفهوم شمول همهجانبه، فراگیری مطلق و حاوی بودن یک مجموعه نسبت به اجزای خود معطوف میگردد.
در بررسی کاربرد واقعی این واژه در زبان معیار و مکتوب امروز، میتوان دریافت که «دربر گرفتن» نقشی کلیدی در ترسیم مرزهای یک کل واحد و اعضای زیرمجموعه آن ایفا میکند. جملاتی نظیر «این قانون جدید تمام ابعاد تجارت الکترونیک را دربر میگیرد» یا «مه سنگینی کل دره را دربر گرفته است»، نشاندهنده دو ساحت متفاوت از کاربرد این کلمه هستند؛ یکی در قلمرو اعتباری و قانونی که نشان از عدم خروج هیچ مصداقی از دایره شمول دارد، و دیگری در قلمرو محسوسات و پدیدارهای طبیعی که نوعی سیطره و فرادهی بصری را به نمایش میگذارد. در تمام این ساختارها، کلمه بار معناییِ احاطه وجودی، ذهنی یا حقوقی را به دوش میکشد و به مخاطب تفهیم میکند که پدیده مورد نظر، کل فضا یا تمام اعضای جامعه آماری را تحت پوشش نافذ خود قرار داده است.
برای درک عمق این واژه، تبیین تفاوتهای ظریف آن با کلمات همپوشان و مترادفهای نزدیکی چون «شامل بودن»، «حاوی بودن» و «احاطه کردن» ضرورت دارد. واژه «شامل بودن» یا «مشتمل بودن» بیشتر بر یک رابطه فهرستی، ریاضی، ساختاری و تا حدی سرد و بیروح دلالت دارد؛ گویی قطعاتی در یک جعبه کنار هم چیده شدهاند. اما «دربر گرفتن» نوعی پویایی، زنده بودن و اتصال انداموار را تداعی میکند که در آن کل به شکلی فعالانه اجزا را در حمایت و سیطره خود دارد. از طرف دیگر، فعل «احاطه کردن» اغلب حامل باری معنایی متمایل به محاصره فیزیکی، تنگ کردن عرصه یا حتی مفاهیم نظامی و تهدیدآمیز است، در حالی که «دربر گرفتن» اتمسفری خنثی، جامع، کمالگرایانه و حتی مثبت دارد و پناه دادن و صیانت را در لایههای پنهان خود حفظ کرده است.
یکی از خطاهای رایج و برداشتهای اشتباه در نگارش معاصر، خلط این فعل مرکب با افعال همآوا یا مشابهی مانند «برگرفتن» یا «درگرفتن» است. باید توجه داشت که «برگرفتن» به معنای بلند کردن، اقتباس کردن یا انتخاب نمودن است و «درگرفتن» معمولاً برای آغاز ناگهانی یک پدیده مثل جنگ یا آتشسوزی به کار میرود؛ لذا هیچیک نباید با مفهوم شمول و احاطه اشتباه شوند. فرضیه نادرست دیگری نیز وجود دارد که این واژه را یک ابداع اداری یا اصطلاح مدرن و ترجمهای میپندارد؛ در حالی که واکاوی متون کلاسیک، دیوانهای شعر و رسائل کهن آشکار میسازد که نیاکان ما از این تعبیر هم برای بیان احوالات پرشور عاطفی و هم برای تبیین نظریههای کلان فلسفی، عرفانی و مذهبی سود میجستهاند و این واژه اصالت محض دارد.
نکته کاربردی و کلیدی برای نویسندگان، مترجمان و پژوهشگران در مواجهه با این واژه، توجه به لحن و بافت متن است. از آنجا که «دربر گرفتن» پسزمینه تصویر آغوش را در حافظه تاریخی زبان فارسی با خود حمل میکند، استفاده از آن در متون علمی، ادبی و حقوقی، به متن نوعی تشخص، فصاحت و اصالت میبخشد. راهکار عملی این است که هرگاه نویسنده نیاز دارد مفهوم پوشش کامل را بدون ایجاد حس خفقان (ناشی از واژه احاطه) یا حس خشکی تجربی (ناشی از واژه شامل بودن) بیان کند، به سراغ این اصطلاح برود. شناخت این ظرایف معنایی و کاربردی، نه تنها مانع از بروز غلطهای تعبیری در بازنویسیها و ترجمهها میشود، بلکه غنای لغوی و پختگی ساختار کلام را تضمین کرده و پیوند میان مفاهیم مادی کهن و ساختارهای انتزاعی امروز را مستحکم نگاه میدارد.