یعنی چه
این اصطلاح کنایهای در زبان عامیانه و فرهنگ فارسی به فردی اطلاق میشود که در برابر محبت، مهماننوازی یا کمک دیگران، نهتنها قدردانی نمیکند، بلکه با بیوفایی و خیانت پاسخ میدهد. این واژه معادل نانکور و کافرِ نعمت است.
تلفظ
تلفظ عامیانه و گفتاری اصطلاحِ کتابی «نمک به حرام» است که در محاوره به این صورت ادا میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند نمکنشناس، خائن و ناسپاس به عنوان پاسخهای هممعنی کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به لحن و میزان شدت بیوفایی، میتوان از واژههای فوق در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح ناکر الجمیل دقیقترین معادل برای توصیف فردی است که حق نان و نمک را نگه نمیدارد.
به فارسی
واژههای معادل و مترادف اصیل فارسی شامل نمکنشناس، نانکور، نمککور، خیانتپیشه و حقناشناس هستند که همگی یک مفهوم اجتماعی را بازگو میکنند.
نماد چیست
در فرهنگ ایرانی، «نمک» نماد عهد، وفاداری، مهماننوازی و حق دوستی است. شکستن نمکدان یا نمک به حروم بودن نماد نقض شدید این پیوند عاطفی و اخلاقی است. همچنین در فرهنگ عامه، این رفتار به صفت بیوفایی گربه تشبیه شده و فرد نمکبهحرام را «گربهصفت» نیز مینامند.
جمعبندی و توضیح کامل نمک به حروم
اصطلاح «نمک به حروم» (یا شکل کتابی آن، نمک به حرام) یکی از ترکیبات کنایی و پرکاربرد در فرهنگ و زبان فارسی است. این واژه از ترکیب «نمک» (که در فرهنگ شرق کنایه از برکت، نان، روزی و لطف ولینعمت است) و «حرام» (به معنی ضایع کردن یا پا گذاشتن روی حق) ساخته شده است. در زمانهای قدیم، پیمان بستن بر سر نان و نمک حرمت بسیار بالایی داشت و به همین دلیل، شکستن این حرمت گناهی بزرگ و اخلاقی تلقی میشد.
این اصطلاح در جامعه برای توصیف افرادی به کار میرود که پس از دریافت خیر، نیکی، حمایت یا محبت از سوی یک شخص، بهجای قدردانی و وفاداری، به او بدی کرده یا در حقش خیانت میکنند. رفتاری که در ادبیات معادل «نمکدان شکستن» و در فرهنگ عامه با نماد «گربهصفتی» شناخته میشود.
اگرچه این عبارت دقیقاً در متن قرآن نیامده است، اما از نظر مفهومی با واژههایی چون «کَفُور» (کسی که کفران نعمت شدید میکند) و «خائن» همپوشانی کامل دارد و در اخلاقیات اسلامی و ایرانی، رفتاری بهشدت نکوهیده و ناپسند به شمار میرود.