یعنی چه
روادار در زبان فارسی به کسی گفته میشود که چیزی را مجاز و روا میداند و در مواجهه با اندیشهها، رفتارها و باورهای متفاوت، از خود بردباری و پذیرش نشان میدهد. این واژه در ادبیات امروز برای توصیف افرادی به کار میرود که به حقوق دیگران احترام میگذارند و اهل تحمیل عقیده یا سختگیری بیمورد نیستند.
تلفظ
این واژه به صورت «رَوا دار» (ravā-dār) تلفظ میشود. بخش اول یعنی «روا» با فتحه روی حرف راء و بخش دوم «دار» به صورت ساکن ادا میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «روادار» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «بردبار»، «دارنده مجاز»، «شکیبا» یا «متساهل» کاربرد دارد و دقیقاً از ۶ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
اصلیترین و دقیقترین معادل انگلیسی برای این واژه Tolerant است که به مفهوم پذیرش تکثر و مدارای اجتماعی اشاره دارد. همچنین در برخی بافتها از واژه Permissive نیز استفاده میشود.
در قرآن
عین واژه «روادار» یا «رواداری» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ با این حال، اصولی نظیر «عفو»، «صفح» (گذشت زیبکارانه) و «مدارا» که زیربنای این مفهوم هستند، در آیاتی مانند آیه ۲۵۶ سوره بقره (لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ) و آیه ۱۵۹ سوره آلعمران به وضوح ستایش شدهاند.
نماد چیست
در فرهنگ اجتماعی و نمادشناسی مدرن، رواداری نماد شاخه زیتون و کبوتر سفید سپیدبال است که پیامآور صلح، گفتوگو و پایان بخشیدن به تعصبات کورکورانه به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل روادار
با تامل بر ابعاد گوناگون واژه «روادار»، میتوان دریافت که این اصطلاح فراتر از یک توصیف لغوی ساده، ستون فقرات همزیستی در جهان مدرن و چندصدایی امروز را تشکیل میدهد. از منظر ریشهشناسی و ساختار زبانی، این کلمه یک صفت مرکب فاعلی دقیق در زبان فارسی است که از ترکیب «روا» به معنای شایسته، مجاز و مشروع، و بن مضارع «دار» از مصدر داشتن پدید آمده است. این ساختار ساختواژهای، پویایی و استمراری را در خود نهفته دارد که نشان میدهد فرد روادار به طور مداوم و آگاهانه، حق زیستن و ابراز وجود را برای دیگران مشروع میشمارد. در بافت تاریخی و متون کهن، این واژه بیشتر در قلمرو مباحث فقهی و حقوقی به چشم میخورد و به معنای کسی بود که امری را مباح اعلام میکرد یا در اجرای احکام سختگیری روا نمیداشت، اما در ترجمه و انتقال مفاهیم علوم سیاسی و جامعهشناسی معاصر، روادار به عنوان رساترین و دقیقترین معادل برای واژه غربی Tolerant برگزیده شد تا بار معنایی مدرن آن را دگرگون سازد.
در کاربرد واقعی و عینی جامعهشناختی، رواداری یک فضیلت مدنی و پدیدهای فعال است، نه انفعالی. شهروند روادار در یک ساختار دموکراتیک، فردی است که تنوع و تکثر سبکهای زندگی، باورهای مذهبی، گرایشهای سیاسی و خاستگاههای فرهنگی را به عنوان واقعیتهای انکارناپذیر یک جامعه پویا میپذیرد. برای نمونه، در یک ساحت سیاسی سالم، احزاب و جریانهای مختلف در عین مرزبندیهای عمیق نظری، نسبت به یکدیگر روادار هستند؛ یعنی حق حیات، سخن گفتن و مشارکت ساختاری رقیب را سلب نمیکنند. این واژه در عمل به معنای باز کردن فضا برای تنفس اندیشههای مخالف است، حتی اگر آن اندیشهها با اصول شخصی ما در تضاد کامل باشند. از این رو، کاربرد اصلی آن در تنظیم مناسبات قدرت و مدیریت تفاوتها در جوامع متکثر آشکار میشود تا از فروپاشی پیوندهای اجتماعی ممانعت به عمل آید.
برای درک عمق این مفهوم، تفکیک دقیق آن از واژههای همسایه و مترادفهای ظاهری نظیر «بردباری» و «مداراگری» الزامی است. بردباری یا صبر، ریشه در اخلاق فردی دارد و اغلب به معنای تحمل رنج، سختی یا رفتارهای آزاردهنده دیگران است، بیآنکه لزوماً تغییری در نگرش ساختاری فرد ایجاد کند. مداراگری نیز در موارد بسیاری از موضع ضعف، ناچاری یا مصلحتسنجیهای موقت ناشی میشود؛ به این معنا که فرد یا حاکمیت به دلیل عدم توانایی در حذف مخالف، حضور او را تحمل میکند. اما رواداری رویکردی کاملاً برعکس دارد؛ این فضیلت از موضع قدرت، آگاهی، به رسمیت شناختن کرامت ذاتی انسان و احترام به اصل آزادی انتخاب شکل میگیرد. فرد روادار به دلیل باور به حقوق برابر انسانها، آگاهانه تصمیم میگیرد که دست به سرکوب نزند، نه به این دلیل که توان سرکوب کردن را ندارد.
برخلاف این تفاوتهای آشکار، برداشتهای اشتباه و سوءتعبیرهای فراوانی پیرامون واژه روادار شکل گرفته است که نیاز به تبیین دقیق دارد. رایجترین اشتباه، خلط مبحث میان رواداری و «بیتفاوتی» یا «نسبیگرایی مفرط اخلاقی» است. منتقدان گاهی به غلط تصور میکنند روادار بودن یعنی پذیرش و تایید تکتک رفتارهای دیگران یا بیرنگ شدن اصول و باورهای شخصی. در حالی که رواداری هرگز به معنای تصویب یا موافقت با عقیده دیگری نیست، بلکه دقیقاً در جایی معنا پیدا میکند که شما با عقیدهای به شدت مخالفید اما حق بیان آن را محترم میشمارید. اشتباه دیگر این است که تصور شود رواداری حد و مرزی ندارد؛ در حالی که بر اساس پارادوکس رواداری، یک جامعه روادار نباید نسبت به «نامداراگری» و اندیشههای فاشیستی یا حذفی که کمر به نابودی خود رواداری بستهاند، تساهل به خرج دهد، زیرا در غیر این صورت، هستی خود را به خطر میاندازد.
در نهایت، بررسی ریشههای فرهنگی و سنت فکری ایران نشان میدهد که اگرچه واژه روادار با این کالبد ساختاری مدرن، محصول ادبیات معاصر علوم انسانی است، اما روح و جوهره آن در لایههای عمیق ادبیات عرفانی و حکمت خسروانی ما جاری بوده است. تعابیری چون «صلح کل» در عرفان اسلامی یا آموزه مشهور حافظ که پیروزی دو گیتی را در مروت با دوستان و مدارا با دشمنان میداند، همگی پیشزمینههای فرهنگی این مفهوم در ذهن ایرانیان هستند. برای کاربرد عملی این مفهوم در جهان امروز، ترویج آموزشهای مبتنی بر گفتوگو، تقویت نهادهای مدنی و تمرین نقدپذیری در نهاد خانواده و مدرسه از نان شب واجبتر است. پرورش روحیه رواداری به عنوان یک مهارت زیستی، تنها راه پادزهر در برابر دگماتیسم، تعصبات کورکورانه قومی، مذهبی و طبقاتی است و به ما میآموزد که چگونه در عین حفظ هویت و مواضع خویش، جهانی امنتر، انسانیتر و سرشار از صلح برای همگان خلق کنیم.