یعنی چه
تقریظات جمع مؤنث سالم واژه «تقریظ» است و در اصطلاح ادبی به یادداشتها، مقدمهها یا عبارات ستایشآمیز و تمجیدی گفته میشود که فردی صاحبنام و برجسته (غیر از نویسنده) بر یک کتاب، شعر یا اثر علمی مینویسد تا به آن اثر اعتبار و ارزش ببخشد. این واژه واژهای کلاسیک و ادبی است و تعریف دقیق آن به همین حوزه مربوط میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «تَقْریظات» (taqrīẓāt) با سکون روی حرف قاف و ریشهای برخاسته از زبان عربی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه تقریظات معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنمای «یادداشتهای ستایشآمیز بر کتاب» یا «جمع تقریظ» به کار میرود و دقیقاً ۷ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی نزدیکترین معادلها شامل blurbs برای یادداشتهای کوتاه معرفی و تمجید پشت جلد کتاب، و همچنین commentaries یا commendations برای ستایشنامههای رسمی است.
به فارسی
معادلهای روان و اصیل فارسی این واژه شامل ستایشنامهها، تمجیدات، تحسینات، مِدحَتها و یادداشتهای تأییدی بر یک اثر است.
در قرآن
واژه تقریظات و ریشههای مشتق آن در متن قرآن کریم وجود ندارد و کاربرد قرآنی مستقیمی برای آن ثبت نشده است؛ تنها ارتباط آن در دوران معاصر به شکل مضافالیه مانند «تقریظ بر کتب تفسیر» مطرح میشود.
جمعبندی و توضیح کامل تقریظات
واژه «تقریظات» که جمع مؤنث سالم واژه «تقریظ» است، یکی از اصطلاحات کهن و بسیار پرکاربرد در حوزه کتابشناسی، نشر و ادبیات به شمار میرود. معنای اصلی و لغوی تقریظ در زبان عربی به ستودن و مدح کردن فرد زنده اشاره دارد، اما وقتی وارد اصطلاحات ادبی و سنتی فرهنگ اسلامی و ایرانی شد، معنای خاصتری به خود گرفت. در واقع، تقریظات به مجموعهای از یادداشتها، عبارات یا پیشگفتارهای کوتاهی گفته میشود که دانشمندان، استادان یا نویسندگان صاحبنام بر کتاب یا اثر یک نویسنده دیگر (به ویژه نویسندگان جوانتر یا تازه کار) مینویسند تا اصالت، ارزش علمی و اهمیت آن اثر را تأیید کرده و به آن اعتبار ببخشند.
از منظر ساختار و ریشهشناسی، این واژه از ریشه سهحرفی عربی (ق ر ظ) مشتق شده است. در اصل، «قَرَظ» نوعی برگ یا درخت بوده که در قدیم برای دباغی، اصلاح و زیباسازی پوست به کار میرفته است؛ سپس این مفهوم به صورت مجاز وارد دنیای کلام شد تا نشاندهنده پرداختن، پیراستن و زیبا جلوه دادن سخن باشد. در متون کهن فارسی و عثمانی، این کلمه به همین ترتیب و گاه به صورت جمع مکسر «تقاریظ» به کار میرفته است. در جملات کاربردی، به عنوان نمونه میتوان گفت: «استاد بر کتاب جدید شاگردش تقریظی بلیغ نوشت و ناشر مجموعه این تقریظات را در ابتدای اثر به چاپ رساند.» این جمله به خوبی نشان میدهد که جایگاه تقریظات معمولاً در صفحات آغازین کتاب است.
بسیار مهم است که میان «تقریظ»، «مقدمه» و «نقد» تفاوت بگذاریم؛ چرا که بسیاری از مخاطبان این مفاهیم را به اشتباه یکسان میپندارند. مقدمه معمولاً توسط خود نویسنده یا یک ویرایشگر برای توضیح ساختار و اهداف کتاب نوشته میشود و لحنی توضیحی دارد. نقد نیز به بررسی همزمان نقاط قوت و ضعف یک اثر با رویکردی بیطرفانه و علمی میپردازد. اما تقریظات ذاتاً و لزوماً لحنی مثبت، ستایشآمیز و حمایتی دارند و هدف اصلی آنها معرفی جنبههای مثبت اثر و توصیه به مطالعه آن است، نه کالبدشکافی عیوب آن. همچنین نباید این واژه را با واژه همآوا اما کاملاً متفاوت «تقریض» (با حرف ضاد) اشتباه گرفت؛ چرا که تقریض در لغت به معنای عیبجویی کردن، قطع کردن یا شعر در ذم کسی سرودن است و معنایی دقیقاً متضاد با تقریظ دارد.
از نظر فرهنگی و سنتی، داشتن تقریظات متعدد از سوی علمای بزرگ، مایه سرافرازی نویسنده و تضمینی برای فروش و مقبولیت کتاب در جامعه علمی بوده است. امروزه در صنعت نشر مدرن، این سنت قدیمی همچنان زنده است اما شکل و شمایل جدیدی به خود گرفته است. یادداشتهای کوتاهی که نویسندگان بزرگ برای پشت جلد کتابها مینویسند یا جملات کوتاهی که در رسانهها برای تبلیغ اثر از قول افراد مشهور نقل میشود (که در انگلیسی به آن blurb میگویند)، در واقع نسخه مدرن و خلاصه شده همان تقریظات سنتی هستند که با اهداف بازاریابی و جذب مخاطب نگاشته میشوند.
در نهایت، شناخت واژه تقریظات به ما کمک میکند تا با ساختار سنتی نشر کتاب در تاریخ علمی ایران و اسلام آشنا شویم. این کلمه هرچند ریشه عربی دارد، اما بخش جداییناپذیری از ادبیات کتابشناختی فارسی است. با توجه به اینکه این کلمه فاقد جنبههای نمادین اسطورهای یا تصویرسازیهای هنری خاص است، ارزش آن کاملاً در کاربرد ساختاری، علمی و اعتباری آن نهفته است. یادگیری املای صحیح آن با حرف «ظ» و درک مرزهای معنایی آن با مفاهیم مشابه، برای هر پژوهشگر و علاقهمند به زبان و ادبیات فارسی ضروری است.