یعنی چه
غلیواج واژهای کهن در زبان فارسی است که به نوعی پرنده شکاری کوچک تا متوسط جثه (مانند کورکوره یا زغن) اطلاق میشود. این پرنده پروازی لرزان دارد و در باور قدما به افسانهای اشاره شده که این پرنده در سال شش ماه نر و شش ماه ماده میشود.
تفرظ
این واژه در زبان فارسی با فتح غین و سکون لام تلفظ میشود (ghalīvāj). صورتهای دیگر تلفظی و املایی آن شامل غلیواژ، غلیواز و کلیواج است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه غلیواج به عنوان پاسخ ۶ حرفی برای راهنماهایی چون «پرنده موشگیر»، «زغن» یا «مرغ گوشتربا» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی به این پرنده شکاری از خانواده عقابیان Kite میگویند که نباید آن را با معنای امروزی بادبادک اشتباه گرفت، هرچند ریشه هر دو به پرواز این پرنده برمیگردد.
به عربی
در زبان عربی معادل دقیق غلیواج واژه «حِدَأة» (با جمع حِدَأ) است. این واژه در متون فقهی و احادیث نیز به عنوان جانداری که رباینده گوشت است ذکر شده، اما در متن قرآن نیامده است.
به فارسی
برگردانها و واژههای هممعنی غلیواج در زبان فارسی معیار و کهن شامل زغن، موشگیر، کورکوره، خاد و مرغ گوشتربا است. از نظر ریشهشناسی، بخش اول آن (غل یا کل) در لهجه طبری به معنای «موش» است و کل واژه معنای موشگیر میدهد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، غلیواج نماد طمع، پستی و شومی است. شاعران قدمایی مانند عنصری و ناصرخسرو آن را به دلیل ربودن جوجه و گوشت مردار، در تقابل با «هما» (نماد استخوانخواری و بلندهمتی) یا شاهین قرار میدادند.
جمعبندی و توضیح کامل غلیواج
واژه «غلیواج» (یا غلیواژ) یک واژه اصیل، کهن و ادبی در زبان فارسی است که امروزه در محاوره معیار کاربردی ندارد و بیشتر در متون کهن و جدول کلمات دیده میشود. این واژه به پرندهای شکاری و متوسطجثه از خانواده عقابیان اشاره دارد که به ربودن تکههای گوشت و جوجهها معروف است. از نظر ریشهشناسی ادبی، با توجه به واژه «کَل» یا «غَل» در گویشهای محلی مانند طبری که به معنای موش است، غلیواج به معنای پرنده موشگیر تعبیر میشود.
در فرهنگ و ادبیات کلاسیک ایران، غلیواج جایگاه خوشایندی ندارد و برخلاف پرندگانی چون هما، باز و شاهین که نماد سخاوت، شکوه و بلندپروازی هستند، این پرنده به عنوان نمادی از دنائت، طمعکاری، شومی و عجز تصویر شده است. نمونه بارز آن شعر معروف عنصری است که مبارک بودن هما را ناشی از استخوانخواری و شوم بودن غلیواج را ناشی از گوشتربایی و تعرض به مال دیگران میداند.
این کلمه کاملاً فارسی است و هیچ ریشه یا کاربردی در قرآن کریم ندارد، اگرچه معادل عربی آن یعنی «حداة» در روایات فقهی یافت میشود. غلیواج از نظر ساختاری شش حرف دارد و یکی از پاسخهای پرکاربرد در جدولهای کلمات متقاطع برای راهنمای زغن یا مرغ موشگیر به شمار میرود.