یعنی چه
قرلق (قارلوق) نام یک قوم بزرگ و تاریخی ترکتبار است که در مناطقی از آسیای میانه و فرارود زندگی میکردهاند. از نظر لغوی این واژه در ترکی باستان از «قار» (برف) و پسوند «لوق» تشکیل شده و به معنای «برفی» یا «منطقهٔ برفگیر» است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت قُرلُق (Qarluq) یا قارلوق تلفظ میشود و در متون کهن تاریخی به صورتهای خَرلُخ یا خَلَخ نیز ضبط شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۴ حرف دارد. از صورتهای دیگر آن در متون قدیمی میتوان به «خرلخ» یا «خلخ» اشاره کرد.
به انگلیسی
در منابع انگلیسی و بینالمللی، این نام قومی و تاریخی بیشتر به صورتهای Karluk یا Qarluq نوشته میشود.
به عربی
در متون و منابع تاریخی اسلامی به زبان عربی، نام این قوم به صورت نقل صوتی القرلوق، القارلوق یا الخرلخیة آورده شده است.
به فارسی
واژهٔ قرلق در اصل یک اسم خاص قومی (ترکی باستان) است و ریشهٔ لغوی مستقل در زبان فارسی ندارد؛ اما در ادبیات کلاسیک فارسی (غالباً با تلفظ خرلخ یا خلخ)، مجازاً و استعاره از «زیبارویِ دلربا، خوشقامت و چابک» و همچنین کنایه از «مشک خوشبوی ختن» به کار رفته است.
در قرآن
واژهٔ قرلق یک نام خاص جغرافیایی و قومی مربوط به مناطق آسیای میانه است و هیچگونه ریشه، کاربرد یا اشارهای در متن قرآن کریم ندارد.
نماد چیست
در تاریخ و ساختار سیاسی، رهبران شاخهٔ شرقی این قوم نماد «ارسلان» (شیر) و شاخهٔ غربی نماد «بغرا» (شتر نر) را به عنوان عناوین رسمی داشتند. همچنین در ادبیات و شعر شاعرانی چون انوری و خاقانی، خوبانِ خرلخ/خلخ نماد و مظهر زیبایی چشمگیر، قامت بلند و تناسب خلقت بودهاند.
جمعبندی و توضیح کامل قرلق
واژهٔ «قرلق» (یا قارلوق) در اصل یک واژهٔ فارسی با معنای لغوی مستقل نیست، بلکه یک اسم خاص تاریخی-قومی (Proper Noun) متعلق به زبان ترکی باستان است. این واژه به یکی از بزرگترین و قدیمیترین قبایل تُرکتبار آسیای میانه و فرارود اشاره دارد که از ترکیب واژگانی به معنای «برفی» یا «ساکنان سرزمینهای پربرف» پدید آمده است. در تاریخ، این قوم نقش مهمی در شکلگیری برخی حکومتهای ترکتبار ایفا کردهاند.
با ورود این نام به ادبیات کلاسیک فارسی (که اغلب به صورتهای «خرلخ» یا «خلخ» ضبط شده)، کاربرد استعاری یافت. شاعران پارسیگوی از خوبان و مردمان این قبیله به عنوان نماد و مظهر زیبایی چشمگیر، قامت موزون، چابکی و همچنین کنایهای از مشک خوشبو یاد کردهاند.
امروزه بازماندگان این قوم تاریخی در بخشهایی از آسیای میانه از جمله ازبکستان و افغانستان (نظیر تخار، بدخشان و غزنی) زندگی میکنند. جالب اینجاست که برخی از گروههای آنها در گذر زمان زبان ترکی خود را حفظ کرده و برخی دیگر امروزه به زبان فارسی دری صحبت میکنند و جزئی از جامعهٔ تاجیک یا هزاره به شمار میروند.