یعنی چه
واژه قعموس (که در اصل به صورت قعموص نگارش میشود) در لغتنامههای کهن به عنوان نوعی قارچ خوراکی، سماروغ یا دنبلان کوهی (کماة) معنی شده است. در برخی منابع لغوی فرعی و کمتر رایج نیز به معانی دیگری چون لجن، پلیدی یا حتی نوعی حشره کوچک اشاره شده است، اما کاربرد اصلی و شناختهشدهتر آن در متون کهن داروشناسی و لغت، همان قارچ یا دنبلان است.
تلفظ
این کلمه به صورت ضم قاف، سکون عین و ضم میم یعنی (قُعْموس) تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدولهای کلمات متقاطع، واژه قعموس به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای طراحانی است که معادلهای کهن قارچ خوراکی یا دنبلان کوهی را مد نظر دارند.
به انگلیسی
بر اساس معنای زیستمحیطی و گیاهی ثبت شده در لغتنامهها، معادل انگلیسی آن انواع قارچها هستند.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد و املای اصلی و استاندارد آن در معاجم عربی با حرف صاد یعنی «قعموص» است که اسم جنس برای نوعی از قارچها به شمار میرود.
به فارسی
برگردان دقیق و روان این واژه به زبان فارسی امروزی همان «قارچ» یا اصطلاحات کهنتری مانند «سماروغ» و «دنبلان کوهی» است.
در قرآن
واژه قعموس و هیچیک از مشتقات فعل چهارحرفی آن در متن قرآن کریم یا احادیث مشهور دینی به کار نرفتهاند.
نماد چیست
این واژه صرفاً یک اصطلاح لغوی، طبیعی و داروشناسی کهن است و در ادبیات استعاری، شعر یا عرفان فارسی و عربی به عنوان نماد یا استعاره از مفهوم خاصی استفاده نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل قعموس
واژه «قعموس» که املای اصلی و عربی آن «قعموص» است، یک واژه حاشیهای و کمکاربرد در زبان فارسی به شمار میرود. این کلمه اصالتاً عربی است و به عنوان یک اسم عین برای توصیف نوعی قارچ خوراکی یا دنبلان کوهی (سماروغ) به کتابهای لغت و طب سنتی کهن راه یافته است. به دلیل شباهت ظاهری، گاهی توسط کاربران با واژه مشهور «قاموس» (به معنی لغتنامه) اشتباه گرفته میشود، در حالی که این دو کلمه کاملاً از یکدیگر مجزا هستند و ریشههای متفاوتی دارند.
در برخی از منابع فرعی و فرهنگهای لغت محلی، معانی ثانویهای مانند لجن، پلیدی یا حتی نوعی حشره کوچک برای آن ذکر شده است، اما این تعاریف در منابع معیار و استاندارد چندان تثبیتشده نیستند. در نهایت، کاربرد اصلی این واژه ۵ حرفی امروزه بیشتر در بخش سرگرمی و طراحان جدول کلمات متقاطع است که به دنبال معادلهای مهجور قارچ میگردند.