یعنی چه
واژه «لمثله» در زبان فارسی به عنوان یک لغت مستقل ثبت نشده است، بلکه ترکیبی عربی است که دو خوانش متفاوت دارد: اول «لِمِثْلِهِ» که از حرف جر «لِ»، اسم «مِثْل» و ضمیر «هِ» تشکیل شده و به معنی «برای نظیر و شبیه آن» است. دوم «لِمُثْلَتِهِ» که به معنی «برای شکنجه، قطع عضو و تکهتکه کردن بدن او» به کار میرود.
تلفظ
بر حسب کاربرد در متن، این واژه به صورت لِمِثْلِهِ (به کسر ميم و سکون ثاء) یا لِمُثْلَتِهِ (به ضم ميم، سکون ثاء و فتح لام) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این مدخل بر اساس تعداد حروف خود کلمه یعنی ۵ حرف تنظیم میشود.
به انگلیسی
در ترجمه انگلیسی عبارات فلسفی و قرآنی از معادل اول و در متون حقوقی یا تاریخی مربوط به شکنجه از معادل دوم استفاده میشود.
به عربی
این کلمه خود ساختاری تماماً عربی دارد و مترادفهای آن در زبان عربی با توجه به سیاق متن تعیین میشوند.
به فارسی
برگردان مستقیم این ترکیب به زبان فارسی، بسته به ریشه عبارتی، به صورت «برای نظیر او/آن» یا «جهت ناقص کردن بدن او» بیان میشود.
در قرآن
در قرآن کریم در آیه ۱۷ سوره مبارکه نور آمده است: «يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا» که به معنای اندرز دادن خداوند برای بازنگشتن به مانند آن رفتار (تکذیب و تهمت) است. همچنین ریشه خوانش دوم در قالب واژه «المَثُلات» (عقوبتهای عبرتآموز) در آیه ۶ سوره رعد به کار رفته است.
نماد چیست
این کلمه به صورت ساختاری نماد اسطورهای ندارد؛ اما در فرهنگ و ادبیات، ریشه دوم آن (مثله کردن) به عنوان نمادی از قساوت، تجاوز به کرامت انسانی و تخریب کامل فیزیکی یک موجود شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل لمثله
واژه «لمثله» در زبان فارسی یک لغت مستقل و اصیل به شمار نمیرود، بلکه یک ترکیب عبارتی مشتق شده از زبان عربی است. ارزش معنایی این واژه کاملاً وابسته به حرکتگذاری و اعراب آن در متن است؛ به طوری که با خوانش «لِمِثْلِهِ» معنای کاملاً مثبت یا خنثی مانند «برای نظیر آن» پیدا میکند و در متون قرآنی و فلسفی کاربرد دارد.
از سوی دیگر، چنانچه این کلمه به صورت «لِمُثْلَتِهِ» خوانده شود، به مفهوم قطع عضو، شکنجه و تکهتکه کردن بدن اشاره دارد که در ادبیات فقهی، تاریخی و حقوقی به کار میرود. بنابراین برای درک دقیق این واژه در هر متنی، توجه به ساختار جملات پیش و پس از آن الزامی است.