معنی
طمع در لغت به معنی تمایل نفس به چیزی از روی آرزوی شدید، چشمداشت و امید داشتن است. در اصطلاح اخلاقی نیز به زیادهخواهی، آزمندی و چشم دوختن به مال، مقام یا دارایی دیگران اشاره دارد که معمولاً بار منفی با خود به همراه دارد.
یعنی چه
وقتی کسی دچار طمع میشود، یعنی به داشتههای خود قانع نیست و با ولع فراوان، خواستار به دست آوردن چیزهایی است که لزوماً حق قطعی او نیستند یا دستیافتنی به نظر نمیرسند. البته در بافتار مثبت میتواند به معنای امیدِ محض و چشمداشت به رحمت و بخشش نیز باشد.
مترادف
این واژهها همگی در معنای تمایل شدید به مال دنیا یا داشتن چشمداشت و انتظار به کار میروند.
متضاد
کلماتی مانند قناعت و استغنا نقطه مقابل طمع هستند و بر راضی بودن به داشتهها و بینیازی درونی دلالت دارند. واژه یأس نیز متضاد طمع در معنای امید است.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی (ط م ع) مشتق شدهاند و به مفهوم خواهش نفس و زیادهخواهی اشاره دارند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و از حروف اصلی (ط-م-ع) گرفته شده است. در زبان مبدأ نیز همزمان دو معنای امید بستن و حرص ورزیدن را منتقل میکند.
جمله سازی
در جدول
کلمه طمع با ۳ حرف، یکی از پاسخهای متداول در جدولهای کلمات متقاطع برای راهنماهایی همچون آزمندی، زیادهخواهی یا حرص است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به شدت واژه و لحن متن، کلمات متفاوتی برای طمع استفاده میشود که رایجترین آنها Greed است.
جمعبندی و توضیح کامل طمع
واژه طمع نمادی از تمایل مهارناپذیر نفس انسانی به شمار میرود که در ادبیات کلاسیک فارسی و تعالیم اخلاقی، بارها مورد نقد قرار گرفته است. در تمثیلهای سنتی، موجوداتی مانند مگس (به خاطر فرود آمدن بیمحابا روی شیرینی و گرفتار شدن) یا موش (به دلیل ولع در انبار کردن دانه) به عنوان نمادهای این صفت معرفی میشوند. تقابل طمع با فضیلتهایی همچون قناعت و بینیازی، نشاندهنده اهمیت تعادل روحی در زندگی است.
از سوی دیگر، این واژه در متون قرآنی و دینی کاربردی دوگانه دارد. طمع گاه در معنای منفی آن یعنی زیادهخواهی دنیوی و چشمداشت به حریم دیگران به کار رفته و گاه در بافتاری مثبت و ممدوح، نشاندهنده امید عمیق، انتظار و چشمداشت بنده به فضل، بخشش و رحمت بیکران الهی است.