یعنی چه
در لغت به معنی کسی است که بامدادان زود و در زمان سحر از بستر خواب برمیخیزد. در معنای کنایی و عرفانی نیز به شخص عابد، زاهد و بداردلی اشاره دارد که سحرگاهان برای نیایش و تهجد بیدار میشود.
متضاد
واژههایی که نقطه مقابل بیداریِ به موقع و هوشیاری در آغاز روز هستند.
هم خانواده
این کلمه از ریشه عربی سحر و بن مضارع فارسی خیز تشکیل شده است.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ این واژه متشکل از دو بخش متمایز سَحَر (با فتح س و ح) و خیز (با یای مجهول/کشیده) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، معمولاً در پاسخ به طراحان برای عبارت «زود بیدار شونده» یا «پگاهخیز»، واژه ۶ حرفی سحرخیز مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی اصطلاح Early bird پرکاربردترین معادل کنایی برای افراد سحرخیز است.
به عربی
برای بعد مادی و بیداریِ صبحگاهی از واژه باکر یا الناهض مبکراً و برای بعد عبادی از متهجد استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای توصیف فردی که زود کار خود را آغاز کرده یا بیدار شده از این عبارات استفاده میکنند.
به فارسی
برگردان سره یا معادلهای خالصتر فارسی آن شامل پگاهخیز و صبحخیز است که جزء اول آنها کاملاً ریشه پارسی دارد.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات غنی فارسی، سحرخیزی نماد موفقیت، هوشیاری و جلب برکت الهی است. در ادبیات عامه و طبیعت نیز پرندگانی چون خروس و چکاوک به عنوان نمادهای حیوانی این ویژگی شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل سحرخیز
واژه «سحرخیز» یک صفت مرکب فاعلی مرخم در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی سَحَر (به معنای ثلث آخر شب و پیش از سپیدهدم) و بن مضارع فارسی خیز (از مصدر برخاستن) پدید آمده است. این کلمه در وهله اول به فردی اشاره دارد که عادت دارد روز خود را بسیار زود و پیش از طلوع آفتاب آغاز کند. در فرهنگ عامه و ضربالمثلهای ایرانی، سحرخیزی همواره با کامروایی، افزایش روزی و نظم در زندگی پیوند خورده است.
از سوی دیگر، این واژه در ادبیات عرفانی و اخلاقی ما بار معنایی عمیقتری دارد؛ به طوری که سحرخیزان همان متهجدان و بیداردلانی هستند که از خواب غفلت برخواسته و به نیایش شبانه میپردازند. گرچه خود این واژه مرکب در قرآن نیامده، اما مفهوم آن و استغفار در اسحار به شدت ستوده شده است. در کل، سحرخیز نمادی از بهرهوری، پشتکار بالا و پویایی در زندگی مادی و معنوی به شمار میرود.