یعنی چه
«ندید پدید» (که در اصل شکل گفتاری و عامیانه واژه «ندیدبدید» است) اصطلاحی کنایی و محاورهای در زبان فارسی است. این واژه برای توصیف فردی به کار میرود که جنبه، تجربه یا ظرفیت داشتن یا دیدن چیزی را ندارد؛ یعنی یک موقعیت، ثروت یا شیء کمارزش و کوچک در نظرش بسیار بزرگ جلوه میکند و در مواجهه با آن رفتاری افراطی، همراه با ولع، خودنمایی یا گم کردن دستوپا (بیجنبهگی) از خود نشان میدهد. این صفت کنایه از آدمهای چشمودلگرسنه و بخیل نیز هست.
تلفظ
تلفظ این واژه در گویش عامیانه به صورت [نَدید پَدید] (nadid-padid) است، هرچند در منابع واژهنامهای معیار به صورت [نَدید بَدید] (nadid-badid) ضبط شده و جزء دوم آن به عنوان واژه اتباعی برای تأکید به کار میرود.
در جدول
پاسخ مد نظر برای عبارت «ندید پدید» در حل جدول کلمات متقاطع، دقیقاً دارای ۸ حرف است. در صورت نیاز به واژه اصیلتر، اصطلاح ۷ حرفی «ندیدبدید» یا واژه ۶ حرفی «نوکیسه» نیز به عنوان معادل استفاده میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن، واژههای متعددی برای این مفهوم وجود دارد. عبارت توصیفی Starved of looking نیز برای بیان حالت چشمودلگرسنگی فرد استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از ترکیب «حدیث النعمه» برای نشان دادن وضعیت فرد نوکیسهای استفاده میشود که فاقد فرهنگ متناسب با جایگاه جدیدش است.
به ترکی
معادل «Sonradan görme» در ترکی استانبولی دقیقترین برگردان ساختاری و معنایی برای اصطلاح ندیدبدید فارسی است.
نماد چیست
این اصطلاح نماد حیوانی یا شیء رسمی ثبتشدهای ندارد؛ اما در فرهنگ عامه و ادبیات اجتماعی، نماد رفتارهای اغراقآمیز، بیجنبهگی، فاصله فرهنگی با آداب طبقه اصیل و نقدِ طبقه نوکیسه (تازه به دوران رسیده) به شمار میرود. این واژه بار معنایی طنزآمیز، کنایی و تحقیرآمیز دارد و تجسم فردی است که با ولع زیاد به امکانات ساده نگاه میکند.
جمعبندی و توضیح کامل ندید پدید
اصطلاح «ندید پدید» در واقع شکل گفتاری و شنیداری واژه عامیانه و اتباعی «ندیدبدید» است که در فرهنگ لغات معتبری همچون دهخدا و معین به معنی تازه به دوران رسیده، نوکیسه و آدم بیجنبه آورده شده است. ساختار این ترکیب از فعل منفی «ندید» به همراه یک جزء اتباعی یا فرم دیگر فعل ساخته شده که در گذر زمان به یک صفت کنایی برای افرادی تبدیل شده است که ظرفیت روانی و اجتماعی لازم را برای پذیرش موقعیتها، اموال یا امکانات جدید ندارند.
این واژه کاملاً ریشه در زبان محاورهای و عامیانه فارسی دارد و طبیعتاً فاقد ریشه یا کاربرد در متون کلاسیک رسمی یا آیات قرآن کریم است. در بافت فرهنگی جامعه، از این تعبیر برای نقد رفتارهای خودنمایانه و افراطی افرادی استفاده میشود که به دلیل نداشتن اصالت خانوادگی یا تجربه اجتماعی، آداب معاشرت و برخورد صحیح با نعمتهای جدید را بلد نیستند و با ولع یا لئامت با مسائل برخورد میکنند.