یعنی چه
این واژه فعل ماضی، مفرد مؤنث غایب از باب انفعال است که معنای مطاوعه یا اثرپذیری دارد؛ یعنی پذیرفتن اثر شکافتن. در واقع به پدیدهای اشاره میکند که به خودی خود یا بر اثر عاملی، دچار گسستگی و انفجار از درون شده و ساختار یکپارچه خود را از دست داده است.
تلفظ
تلفظ دقیق این کلمه با کسر همزه وصل در ابتدا، سکون نون، فتح فاء، فتح طاء، فتح راء و سکون تاء پایانی به صورت [اِنْفَطَرَتْ] خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی، واژه «انفطرت» به عنوان یک پاسخ ۶ حرفی برای راهنماهایی مثل «شکافته شد قرآنی» یا «آیه اول سوره انفطار» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی قرآن کریم، برای انتقال مفهوم این واژه از ترکیباتی استفاده میشود که گسست ناگهانی و عظیم ساختارها را نشان میدهند.
به عربی
واژه انفطرت از ریشه سه حرفی (ف-ط-ر) گرفته شده که متضاد آن کلماتی نظیر التامت (ترمیم شد) و رتقت (بسته و متصل شد) است.
به فارسی
در متون کهن و ترجمههای معتبر فارسی، این واژه را به صورت «پاره شد»، «از هم شکافت» و «در هم شکست» معادلسازی کردهاند که دلالت بر یک تغییر ساختاری بزرگ دارد.
در قرآن
کلمه انفطرت دقیقاً یکبار در قرآن کریم در آیه «إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ» (آیه ۱ سوره انفطار) به کار رفته است که به معنای «آنگاه که آسمان [به ناگاه] از هم بشکافد» میباشد و به وقایع تکاندهنده آستانه قیامت اشاره دارد.
نماد چیست
در نمادشناسی اسلامی و تفاسیر عرفانی، این واژه نماد فروپاشی قالبهای مادی و حجابهای ظاهری جهان است. همچنین در ادبیات عرفانی گاهی به عنوان استعارهای از شکستن قلب و شدت اندوه درونی انسان به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل انفطرت
واژه «انفطرت» یک فعل ماضی قرآنی از ریشه عربی (ف-ط-ر) است که به معنای شکافته شدن، از هم گسیختن و متلاشی شدن از درون میباشد. این کلمه به دلیل کاربرد منحصربهفردش در نخستین آیه از سوره انفطار، جایگاه ویژهای در ادبیات دینی و تفسیر پیدا کرده و ابهت رویدادهای پایانی جهان را به تصویر میکشد.
در زبان فارسی، این کلمه عمدتاً در بافتهای مذهبی، عرفانی و ادبی به کار میرود و هرگاه سخن از تحول بنیادین، فروپاشی یک نظم قدیمی یا پاره شدن حجابهای ظاهری باشد، به این مفهوم استناد میشود. شناخت ریشه آن به فهم کلمات همخانواده مهمی مثل فطرت، فاطر و انفطار نیز کمک میکند.