یعنی چه
این واژه به معنای دچار ترس و بیقراری شدن، خو نگرفتن با دیگران و حالت دوریگزینی و رمیدگی از مردم یا یک محیط است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحهی حاء و شین به صورت اِستاحَشَ است که صیغه ماضی از باب استفعال در زبان عربی محسوب میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۶ حرف دارد و معادل کلماتی چون رمیدگی، وحشتزدگی و احساس تنهایی است.
به انگلیسی
عبارات فوق در زبان انگلیسی به خوبی مفاهیم روحی و روانی نهفته در این واژه را انتقال میدهند.
به عربی
این کلمه خود یک فعل اصیل عربی از ریشه «و ح ش» است که پس از ورود به باب استفعال به صورت استاحش (در اصل استوحش) درآمده است.
به فارسی
معادلهای روان فارسی این واژه شامل رم کردن (مانند حیوانات وحشی) و احساس انزوا و بیقراری روحی در میان جمع است.
نماد چیست
در متون کهن ادبی و عرفانی، این مفهوم در تقابل با «انس» و «استیناس» به کار میرود و نمادی از احساس بیگانگی روح انسان در دنیا و دوری از اصل خویش است.
جمعبندی و توضیح کامل استاحش
واژه «استاحش» یک فعل اصیل عربی از ریشه «وحش» است که به باب استفعال رفته و در متون کهن ادبی و دینی فارسی کاربرد فراوانی داشته است. این واژه به معنی وحشتزده شدن، احساس تنهایی و غربت کردن، دلتنگ شدن و همچنین رم کردن و دوری گزیدن از مردم است. مصدر این کلمه «استیحاش» است که در فرهنگهای لغت معتبری چون دهخدا و معین به تفصیل معنا شده است.
در متون کلاسیک فارسی مانند تاریخ بیهقی و آثار صوفیه، صفت فاعلی این کلمه یعنی «مستوحش» بارها به معنی فرد آزردهخاطر، گریزان از جمع یا دلتنگ به کار رفته است. این واژه از نظر روانشناختی و ادبی، بازتابدهنده حالت ناخوشی روحی، بیقراری و عدم الفت با محیط پیرامون است.
بنابراین اگرچه این کلمه ریشه فارسی ندارد، اما به عنوان یک وامواژه عمیق در ادبیات ما جا افتاده و در مسابقات جدول و واژهشناسی، نشاندهنده اوج غربت روحی، انزوا و رمیدگی است که در نقطه مقابل انس و آرامش قرار میگیرد.