یعنی چه
استوحش یک فعل ماضی عربی از باب استفعال است که به معنای دگرگون شدن حالت به سمت تنهایی، ترس و رمیدگی است. این واژه زمانی به کار میرود که فرد در محیطی احساس غربت کند یا از چیزی وحشتزده شده و با آن انس نگیرد. همچنین برای مکانها به معنی متروک، ویران و بیآبادی شدن استفاده میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه بر اساس قواعد زبان عربی با حرکت فتحة بر روی حروف متحرک و سکون روی سین و واو به صورت «اِسْتَوْحَشَ» قرائت میشود.
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، پاسخ به پرسشهایی نظیر «وحشت کرد»، «تنها شد» یا «انس نگرفت» در قالب یک واژه شش حرفی، «استوحش» است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه مفاهیمی چون احساس انزوا، ترس در تنهایی، بیگانگی و دوری گزیدن از محیط را منتقل میکنند.
به فارسی
در زبان فارسی کهن و متون ادبی، این واژه به عنوان وامواژه به معنای رمیدن، دلتنگ شدن، ناخوشدل شدن و دوری گزیدن از خلق به کار رفته است.
در قرآن
خود فعل «استوحش» در قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما همخانوادهٔ آن یعنی واژه «الوحوش» (جمع وحش به معنای حیوانات بیابانی و رمنده) یک بار در آیه ۵ سوره تکویر («وَإِذا الوُحوشُ حُشِرَتْ») آمده است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و تصوف، استوحش نمادی از غربت روح انسان در دنیای مادی، احساس تنهایی مطلق عارف و بریدن از خلق برای رسیدن به انس و الفت با پروردگار به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل استوحش
واژه «استوحش» اصالتاً یک فعل ماضی عربی از ریشه «و-ح-ش» و باب استفعال است که به مفهوم ورود به حالت تنهایی، ترس و بیگانگی اشاره دارد. این کلمه در متون کهن و ادبیات کلاسیک فارسی نیز به عنوان وامواژه راه یافته و بیشتر در بستر متون عرفانی برای بیان احوالات روحی عابدان و سالکان استفاده شده است.
اگرچه خود این فعل به صورت مستقیم در قرآن کریم ذکر نشده، اما ریشه آن در قالب واژههای دیگر مانند «الوحوش» در کتاب آسمانی دیده میشود. در کل، این واژه نشاندهنده گسست از انس و الفت با محیط پیرامون و رویکرد به خلوت و انزوا است.