یعنی چه
«استوجب» فعلی ماضی از باب استفعال (ریشه و ج ب) است. این واژه در متون ادبی و فقهی به معنای این است که کسی یا چیزی شایستگی و استحقاق دریافت یک حکم، پاداش یا عقوبت را پیدا کند، یا اینکه امری مستلزم و خواهانِ پیامد خاصی باشد.
تلفظ
تلفظ اصلی و عربی آن با فتحه بر روی حروف آخر به صورت «اِستَوجَبَ» است، اما در کاربرد فارسی و متون کهن معمولاً حرف آخر آن ساکن تلفظ میشود.
در جدول
این کلمه دقیقاً ۶ حرف دارد و در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «سزاوار شد» یا «مستحق گردید» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، اگر به معنای شایستگی شخص باشد از deserve و merit استفاده میشود و اگر به معنای رابطه علت و معلولی و اقتضا کردنِ یک امر باشد، افعالی نظیر entail یا require مناسب هستند.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی این واژه شامل «شایسته گردید»، «سزاوار شد»، «درخور آمد» و در برخی بافتها «موجب شدن» یا «رواداشتن» است.
در قرآن
خودِ واژهٔ «استوجب» به صورت مستقیم در قرآن کریم به کار نرفته است. با این حال ریشهٔ اصلی آن یعنی (و ج ب) تنها یک بار در سوره حج آیه ۳۶ به صورت فعل مجرد «وَجَبَتْ» (به معنی افتادن و ساقط شدن پهلوی شتر قربانی) آمده است. در تفاسیر قرآنی، برای بیان مفهوم استحقاق عذاب یا پاداش، به جای استوجب از تعابیری مثل «استحقّ العذاب» استفاده میشود.
نماد چیست
این واژه مفهوم نمادین تصویری ندارد، اما در اصطلاحات کلامی و فلسفی، نماد لزوم و پیوند قطعی میان عمل (مانند گناه یا طاعت) و پیامد آن (مانند عقوبت یا پاداش) است؛ یعنی نشاندهندهٔ این است که هر کنشی، واکنشی درخور را طلب میکند.
جمعبندی و توضیح کامل استوجب
واژهٔ «استوجب» یک فعل عربیمآب از ریشهٔ «وجب» و باب استفعال است که در زبان فارسی کاربرد مستقلِ فعلیِ بسیار محدودی دارد و بیشتر در متون کهن، ادبی، فقهی و حقوقی دیده میشود. معنای اصلی آن «سزاوار شدن»، «مستحق شدن» و یا «ایجاب و اقتضا کردنِ یک امر» است؛ به این معنا که پدیدهای، پیامد خاصی را به دنبال خود فرابخواند.
در زبان فارسی امروز، خودِ فعل «استوجب» کمتر به کار میرود و در عوض، اسم فاعل مشتق از آن یعنی «مستوجب» (به معنی سزاوار و مستحق) کاربرد بسیار فراوانی دارد؛ مانند ترکیبهای «مستوجب عقاب» یا «مستوجب پاداش». این کلمه از نظر ساختاری ۶ حرفی است و در حل جدولها کاربرد دارد.
از نظر واژهشناسی قرآنی، هرچند ریشهٔ ثلاثی مجرد آن در قالب فعلِ «وَجَبَتْ» یک بار در قرآن آمده، اما صیغهٔ باب استفعالِ آن یعنی استوجب در متن مصحف شریف غایب است و مفسران برای رساندن این معنا معمولاً از افعالی چون «استحقّ» بهره میگیرند.