یعنی چه
این عبارت در اصل یک ترکیب اضافی عربی (أَشَرُّ الخَلْق) است که در زبان فارسی و متون اسلامی به کار میرود و به معنای پستترین، بدترین و فاسدترینِ موجودات یا انسانها از نظر اخلاق و رفتار است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحة الف و شین و تشدید مکسور یا مفتوح راء در کلمه اول، و فتح خاء و سكون لام در کلمه دوم است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع برای راهنمای «بدترین مخلوقات»، عبارت ۶ حرفی «اشر خلق» یا ۵ حرفی «شر الخلق» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم این ترکیب مذهبی و اخلاقی از عبارات فوق استفاده میشود.
به عربی
این عبارت خود ریشه و ساختار عربی دارد و در متون روایی و دینی به همین صورت یا به صورتهای هممعنی ذکر شده است.
به فارسی
برگردان و معادلهای اصیل فارسی این عبارت شامل ترکیبهایی چون «بدترینِ خلق»، «پلیدترینِ موجودات» و «شرورترینِ مردمان» است.
در قرآن
ترکیب دقیق «أشرّ الخلق» در متن قرآن کریم عیناً به کار نرفته است؛ با این حال، عباراتی با عینه همین معنا مانند «شَرُّ الْبَرِيَّةِ» (بدترین آفریدگان) در آیه ۶ سوره بینه و «شَرَّ الدَّوَابِّ» (بدترین جنبندگان) در آیات ۲۲ و ۵۵ سوره انفال برای توصیف کافران و بیخردان آمده است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات اسلامی، این عبارت نماد و شاخصِ افرادی است که با وجود داشتن عقل و اختیار، مسیر شرارت محض را برمیگزینند و از حیوانات نیز پستتر میشوند؛ مانند قاتلان انبیا و اولیای الهی که در روایات به عنوان مصداق عینی اشر خلق معرفی شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل اشر خلق
عبارت «اشر خلق» که در اصل از ترکیب تفضیلی عربی «أشرّ الخلق» گرفته شده، به معنای بدترین، فاسدترین و شرورترین مخلوقات و آفریدگان است. این اصطلاح بار معنایی کاملاً منفی، اخلاقی و دینی دارد و برای توصیف انسانهایی به کار میرود که به نهایت درجهی سقوط اخلاقی و قساوت قلب رسیدهاند.
اگرچه این ترکیب لفظ به لفظ در آیات قرآن مجید ذکر نشده، اما ساختارهای هممعنی و کاملاً متناظری همچون «شر البریه» (بدترین آفریدگان) و «شر الدواب» (بدترین جنبندگان) در سورههای بینه و انفال برای توبیخ شدید خطاکاران و ستمگران آمده است. این مفهوم در حقیقت نقطه مقابل «اشرف مخلوقات» یا «خیر البریه» محسوب میشود.
در احادیث و متون روایی اسلام، از این واژه یا ترکیبِ «أشرّ الخلق والخليقة» برای معرفی بدنامترین و جنایتکارترین افراد تاریخ نظیر قاتلان پیامبران و ائمه استفاده شده است و در ادبیات فارسی نیز به عنوان یک تعبیر کنایی قوی برای مذمت شدید اخلاقی کاربرد دارد.