یعنی چه
واژهٔ اصباع در زبان عربی به عنوان یکی از اشکال جمع برای کلمهٔ «إصبع» (انگشت) به کار میرود و به معنی انگشتها است. این کلمه نباید با واژههای همآوا مانند «اشباع» (سیر شدن) یا «اسباع» (جمع سبع به معنی شیران یا هفتیکها) اشتباه شود.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه به صورت فَتَحه در ابتدا (اَ) یعنی «اَصباع» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «انگشتان» یا «جمع اصبع در عربی» میتواند واژهٔ ۵ حرفی «اصباع» یا «اصابع» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به اینکه منظور انگشت دست یا پا باشد، از معادلهای فوق استفاده میشود.
به عربی
ریشه این واژه عربی (ص - ب - ع) است. در زبان عربی فصیح، جمع رایجتر برای واژهٔ اصبع، «أصابع» است اما «أصباع» نیز در برخی متون و گویشها به عنوان شکل جمع کاربرد دارد.
به فارسی
معادل دقیق و طبیعی این واژه در زبان فارسی امروز، کلمهٔ «انگشتان» (دست یا پا) است و خود واژهٔ اصباع در فارسی معیار امروز کاربرد زنده و رایجی ندارد.
در قرآن
عین واژهٔ «أصباع» در آیات قرآن کریم ذکر نشده است؛ اما شکل جمع دیگر آن یعنی «أصابع» ۲ بار در قرآن (آیه ۱۹ سوره بقره و آیه ۷ سوره نوح) در عبارت «جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم» به معنی «انگشتانشان را در گوشهایشان قرار دادند» به کار رفته است.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ عامه، نمادگرایی مستقل و خاصی برای اصباع ثبت نشده است، اما به طور کلی «انگشت» و «انگشتان» کنایه و نمادی از اشاره کردن، مکر و حیله، یا انجام کارهای ظریف و توانایی عمل به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل اصباع
واژهٔ «اصباع» یک وامواژهٔ عربی از ریشهٔ (ص - ب - ع) است که در اصل به عنوان یکی از اشکال جمع برای کلمهٔ «إصبع» به معنی انگشت شناخته میشود. در زبان فارسی معیار و امروزی، این کلمه کاربرد زنده و رایجی ندارد و به جای آن از معادل طبیعی «انگشتان» استفاده میشود. همچنین در زبان عربی فصیح، شکل جمعِ «اصابع» بسیار رایجتر و استانداردتر از اصباع است.
نکتهٔ بسیار مهم در مواجهه با این واژه، اشتباه نگرفتن آن با کلمات همآوا و مشابهی چون «اشباع» (به معنی سیر کردن، پر کردن یا به حد اعلا رساندن) و «اسباع» (به معنی هفتیکها یا جمع سَبُع به معنی درندگان) است. خودِ کلمهٔ اصباع در قرآن نیامده، اما شکل هممعنی آن یعنی اصابع در توصیف رفتار منکران (گذاشتن انگشت در گوش) دو بار به کار رفته است.