معنی
نور در لغت به معنای روشنایی و درخشندگی است؛ حقیقت آشکاری که ذاتاً روشن است و باعث ظاهر شدن و دیده شدن اشیاء دیگر در جهان مادی میشود. در مفهوم گستردهتر، هر نوع تابش و فرکانس مرئی که از یک منبع پسزده شود را نور میگویند.
یعنی چه
در اصطلاح فرامادی و ادبی، نور یعنی هدایت، علم، آگاهی و حقیقت مطلق. این واژه در برابر ظلمت و جهل قرار میگیرد و به هر چیزی که راه درست را به انسان نشان دهد و دل و ذهن او را روشن کند، اطلاق میشود.
مترادف
این واژهها همگی بر مفهوم درخشندگی، اکرام مادی و معنوی روشنایی دلالت دارند، اگرچه ضیاء شدت نور بیشتری را میرساند.
متضاد
کلماتی که نشاندهنده عدم وجود نور، سیاهی، گمراهی و پوشیدگی هستند.
هم خانواده
واژههای مشتقشده از ریشه ثلاثی مجرد (ن-و-ر) در زبان عربی و ترکیبات فارسی آن.
ریشه
واژه «نور» از ریشه ثلاثی مجرد «ن-و-ر» در زبان عربی به معنی روشن شدن و گداختن وارد زبان فارسی شده است. این کلمه در اصل به خانواده زبانهای سامی و ریشه Proto-Semitic *nūr برمیگردد که به دلیل قدمت و آمیختگی عمیق، به عنوان یک وامواژه پرکاربرد در فارسی به کار میرود.
جمله سازی
به انگلیسی
در زبانهای مختلف بسته به کاربرد مادی یا معنوی، معادلهای دقیقی برای کلمه نور وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل نور
واژه «نور» یکی از پرکاربردترین، عمیقترین و کلیدیترین کلمات در زبان فارسی، ادبیات عرفانی و فرهنگ اسلامی است. این واژه در بعد مادی به پدیده فیزیکی روشنایی، پرتو و تجلی اجسام اشاره دارد که جهان را از تاریکی نجات میدهد و امکان دیدن را فراهم میسازد. حقیقت فیزیکی نور دقیقاً دارای ۳ حرف است که در بازیهای جدول نیز به وفور مورد پرسش قرار میگیرد.
در بعد معنوی و نمادین، نور جایگاه بینظیری در قرآن کریم دارد؛ به طوری که سوره ۲۴ قرآن به این نام است و در آیه معروف «الله نور السماوات والارض» خداوند به عنوان نور مطلق آسمانها و زمین توصیف میشود. در ادبیات و عرفان فارسی نیز نور همواره نماد حقیقت، علم، هدایت، پاکی و جبهه حق در برابر اهریمن و تاریکی (جهل و کفر) است و به صفای باطن و اشراق درونی عارفان اشاره دارد.