یعنی چه
این واژه صیغه مبالغه بر وزن فَعُول از ریشه فخر است که شدت و تکرار فخرفروشی را نشان میدهد. به فردی اطلاق میشود که با زبان و رفتار خود به دیگران کبر میورزد و خودستایی میکند.
تلفظ
تلفظ دقیق این کلمه به صورت اَلْفَخُور (al-fakhūr) با فتحه روی ف و ضمه روی خ است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «بسیار فخرکننده» یا واژه ۶ حرفی عربی به همین معنا، «الفخور» است.
به عربی
واژه الفخور خود اساساً عربی و همراه با حرف تعریف «ال» است و در این زبان برای توصیف فرد متباهی به کار میرود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای رساندن این مفهوم منفی از کلماتی مانند Övüngen یا Kibirli استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن شامل واژگانی چون خودستا، فخرفروش، متکبر، مغرور و گرانسر است که مفهوم بالیدنِ ناپسند به خود را میرسانند.
در قرآن
این واژه ۴ بار در قرآن کریم (از جمله آیه ۳۶ سوره نساء و آیه ۱۸ سوره لقمان) به صورت «فخوراً» و «فخور» آمده و همواره در کنار واژه «مُختال» (خیالپرداز متکبر) قرار گرفته است. قرآن این صفت را به شدت مذمت کرده و میفرماید خداوند هیچ فخرکننده خودپسندی را دوست ندارد.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی و ادبیات اخلاقی، الفخور نماد خودبزرگبینی پوشالین انسان و فراموشی این حقیقت است که تمام داشتهها امانتی الهی هستند، نه دستاوردی شخصی برای تفاخر بر دیگران.
جمعبندی و توضیح کامل الفخور
واژه «الفخور» ریشه در زبان عربی دارد و صیغه مبالغهای از مفهوم فخر و تفاخر است. این کلمه به کسی اشاره میکند که به شکلی افراطی و با زبان و رفتار خود، داشتههای مادی، تبار یا جایگاهش را به رخ دیگران میکشد و به نوعی دچار خودستایی و تکبر مفرط است.
در فرهنگ قرآنی و متون اخلاقی، این صفت با بار معنایی کاملاً منفی شناخته میشود؛ چرا که چنین فردی نعمات را حاصل ذات خود دانسته و نسبت به منشأ اصلی آنها ناسپاس است. به همین دلیل در آیات الهی، الفخور در کنار انسانهای مختال و وهمزده قرار گرفته و از دایره محبت خداوند خارج شمرده شده است.
در زبان فارسی، این اصطلاح به عنوان وامواژه در متون ادبی و دینی کاربرد دارد و همخانوادههایی چون افتخار، تفاخر و فاخر دارد که شناخت ریشه آن به درک عمیقتر مفاهیم ضد ارزشهای اخلاقی کمک میکند.